تبليغاتX
 پاینده ایران,درود بر مبارزان راه آزادی درود بر مصدق بزرگ Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

 


در طول دو هفته ی گذشته پس از راه پیمایی ها و تظاهرات جمع بیشماری از معترضان به صحت برگزاری انتخابات ، که با خشونت نیروی انتظامی و بسیج به خون کشیده شد ، شماری از فعالان سیاسی ، استادان ، روزنامه نگاران ، دانشجویان و دیگر اشخاص دستگیر و زندانی شدندکه بیشترین آنها هنوز در حبس به سر می برند . آنچه از اوضاع و احوال جاری بر می آید ، دستگیر شدگان جز مشارکت در تظاهرات حق طلبانه ی جریان انتخابات ، جرمی مرتکب نشده اند و ادامه ی بازداشتشان مجوز قانونی ندارد . ما ضمن اعتراض و محکوم کردن این اقدامات که مغایر بند هفتم و هشتم از اصل سوم و خلاف اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی است ، آزادی بازداشت شدگان از جمله آقای کورش زعیم عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران و آقای پیمان عارف عضو سازمان دانش آموختگان این جبهه را مجدانه از دستگاه حکومت خواستاریم .

شورای مرکزی جبهه ملی ایران
تهران -9 تیر 1388


+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 15:0  توسط آرش رحمانی  | 

به نام خداوند جان و خرد

در این هنگامه که مصالح کشور و ملت نیز بسان آزادیخواهان به بند کشیده شده ، در این زمان که آرا ملت دارای کمترین احترام و مورد سواستفاده حاکمان برقدرت نشسته و فرصت طلب قرار گرفته ، عاملان و مجریان خشونت به دستور قدرتمداران مستبد ، فاجعه ای به مراتب عمیق تر و گسترده تر از هجدهم تیر ماه سال هشتاد و هفت بوجود آوردند و دانشجویان و فرزندان این ملت را به خاک و خون کشیدند تا فریاد آزادیخواهی و حق طلبی ملت ایران را بار دیگر خاموش کرده و به سکوت بکشانند .

 

 

بارها به حاکمان مستبد و ناشنوای جمهوری اسلامی هشدار دادیم که نگاهی به کاسه صبر ملت ایران داشته باشید ، بارها اعلام کردیم از ظلم ، خشونت و بی عدالتی بپرهیزید و به دامن ملت باز گردید و انتخاب را در اختیار مردم قرار دهید ، بارها از مصائب ، نگرانی ها ، دشواری ها و مشکلات ملت ایران سخن گفتیم و گذشت زمان و آتش زیر خاکستر را هشدار کردیم ، اما حکومت بنا شده بر استبداد دینی و دیکتاتوری ، گویی در تمام دنیا یک پاسخ بیش به ملت خویش ندارد و آن سرکوب مخالف ، دگراندیش ، غیر خودی ، معترض و حتی منتقد است .

 

 

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران ضمن حضور در کنار دانشجویان و همدردی با آنان ، جنایات روی داده ، بویژه فاجعه کوی دانشگاه را به شدت محکوم کرده و نفرت و انزجار خود را از عمل جنایتکارانه استبداد و عوامل وابسته به آن اعلام می دارد و بار دیگر اینبار به صورت جدی به حکومت جمهوری اسلامی هشدار می دهد ، باور داشته باشید که تاب خروش ملت را ندارید و خشم پیش آمده از فجایع اخیر ، آتش فروکش ناپذیری را خلق خواهد کرد ، بنابراین به خشونت پایان داده و به حقوق ملت ایران و خواسته های بحق آنان که سه دهه تضییع و پایمال گردیده تن دهید .

 

 

 

سازمان دانشجویان و دانش آموختگان جبهه ملی ایران

۲۷/۳/۱۳۸۸

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:16  توسط آرش رحمانی  | 

سالگرد درگذشت استاد پرویز ورجاوند

 

امروز احساس میکنم  چه زود ۲ سال گذشت.او رفت و بسیاری از نا گفته ها را با خود برد.ای کاش بود تا بعضی ها چنان گستاخانه نمیتاختند.کاش بود تا راهنماییمان کند و امیدمان دهد.کاش بود تا بدانیم اخلاق نمرده است کاش بود تا فریاد او را بر سر مستبدان و دشمانان ایران می دیدیم و دلمان گرم میشد

به افتخارش سخنرانی او را در جلسه ای که نمایندگان حاکمان حضور داشتند تا از جنایت سد سیوند دفاع کنند و طبق عادت عوام فریبی کنند برایتان انتشار میدهم هیچگاه یادم نمیرود آنگاه که گفت "هتل شاه عباس کبیر"و مورد اعتراض دولتیان قرار گرفت چنان شیر ایران غرید که به افتخار این همه تلاش و زحمتی که شاه عباس برای ایران کشیده از لقب کبیر استفاده میکنم تا آنهایی که امروز بر اریکه قدرت نشسته اند بدانند تا چه حد ناتوانند

 

سخنراني دكتر ورجاوند

نيروي دانشجويي عليرغم همه موانعي كه همواره پيش پايش بوده، با همتي كه دارد هركاري را به سرانجام مي‌رساند. از جمله سامان دهي اين همايش با  ويژگيهاي فني خودش.

از اين رو من نقش نيروي دانشجويي را هميشه عليرغم لطمه‌هايي كه به آن زده شده ، همچنان بدليل صداقتها ، صميميتها و اعتقادي كه در بين جامعه دانشجويي به منافع ملي هست، ارزشمند مي‌دانم و به همه شما درود مي‌فرستم كه مي‌كوشيد تا از همه آنچه كه به ايران و فرهنگ ايران تعلق دارد پاسداري كنيد.

من هم آرزو مي‌كنم خداوند به من توفيق بدهد كه بتوانم چند صباحي ديگر در پيام رساني به سامان رساندن نوشته‌هايي در راستاي مسائل ملي و فرهنگ اين سرزمين، در جمع ملتم حضور داشته باشم. هرچه ما فرياد مي‌زنيم براي اينستكه بتوانيم اين سرزمين را به آباداني و پويايي برسانيم. ما سوداي به قدرت رسيدن نداريم اما سوداي به قدرت رساندن ملت ايران را داريم.

در آغاز كلام لازم مي‌دانم روز بيست و پنجم ارديبهشت را بنام سال روز فردوسي و شاهنامه به همه شما شادباش گويم. روزي كه اميد مي‌رفت از بامدادان تا شامگاهان تمام رسانه‌هاي اين كشور ، هيچ چيز جز درباره فردوسي و شاهنامه نگويند و همه يكباره در سكوتي مرگبار فرو رفتند . اين روز براي ملت ايران و براي هويت ايراني روزي است بزرگ و من آرزو دارم شرايطي پيش آيد كه ما بتوانيم بزرگترين جشنواره ممكن را در چينين روزي، در سالهاي آينده ، به همت شما نيروي جوان ، بر پا كنيم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:45  توسط آرش رحمانی  | 

نوشته ی که پیش رو دارید ، تحلیل و راهکاری است که در پنج بند عرضه می گردد.

1) نگاهی به پیشینه ی نیروهای ملی ایران در تعامل با انتخابات در ادوار سیاسی گوناگون:

از آن جایی که شخصیت، پنداشت ، گویش و منش بنیانگذار جبهه ی ملی ایران دکتر محمد مصدق، تعادل محوری و آرمانگرایی واقع بینانه را عرضه می داشت، جبهه ملی نیز میراث دار این رویکرد گردید. در جبهه ملی ایران طیف های گوناگونی از اقوام، اقشار ، اصناف و اندیشه های متفکر گرد آمدند بی آن که مرزبندی خودی – غیر خودی و درجه بندی شهروندی بر پایه ی عقاید در آن بروز داشته باشد. از سر شناس ترین شخصیت های علمی ، دانشگاهی ، روحانی، ورزشی، صنعتی ، بازاری تا کارمند و کارگر در طیف های عقیدتی و قومیتی متنوع در فضایی هم اندیشانه و هم کوشانه، در راستای ملی گرایی بر بنیاد آزادی و مردسالاری، دوشادوش یکدیگر کوشیدند ، تا آرمان هایی را که به گونه ای مشخص تر از عصر مشروطه روشنفکران آزادیخواه غیر وابسته و ملی در پی به بازنشاندن آن بودند، تحقق بخشند. آرمانخواهی  آنان هرگز ایشان را به ورطه ی بی علمی و رویاهای دو کیشوت وار دیدن ، نکشانید. شخص دکتر مصدق دلیرانه رویاروی رضاخان ایستاد و با مجلس موسسان و تحریف قانون اساسی مشروطه مخالف ورزید، اما این باعث نشد، که در دوره های ششم ، چهاردهم و شانزدهم خود را نامزد نمایندگی مجلس ننماید و به خاطر آن که انتخابات شرایط دموکراتیک و مردسالارانه ندارد، از شرکت در آن اجتناب نورزید. او کوشید به مجلس هایی که شمار زیادی از نمایندگانش منصوبان دربار و انگلیس بودند، راه یابد و به یاری اقلیتی از همفکرانش از آن سنگرگام های بلندی برای ملت ایران بردارد.هنگامی که وی برمسند نخست وزیری تکیه می زند، اصلاحاتش را گام به گام جلو می برد. در کابینه اول او حتی سرلشگر فضل الله زاهدی به عنوان وزیر کشور ، علی اصغر فروزان به عنوان كفيل وزارت دارایی و  دکتر علی امینی به عنوان وزیر اقتصاد حضور داشتند، اما  به مرور، این کابینه پیراسته گردید.در سال 1339، انتخابات دوره ی بیستم مجلس شورای ملی ، در شرایطی برگزار می گردید ،که حاکمیت استبدادی سلطنتی به پشتوانه ی خارجی ، 7 سال پس از کودتای 28 امرداد ماه 32 که به طریق غیر قانونی و غیر دموکراتیک / مردسالارانه به قدرت رسیده بود ، در شرایطی خاص می خواست تا کمی فضای انتخابات را گشوده نشان دهد. همین امر، یاران صدیق مصدق ، اللهیار صالح ، دکتر غلامحسین صدیقی، باقر کاظمی و محمود نریمان را بر آن داشت، تا به تکاپو برای شرکت در انتخابات بیفتندواللهیار صالح از کاشان خود را نامزد انتخابات ساخت. باری به این پیشینه از آن روی اشاره شد، تا به بستر کوشش های سیاسی حرکت جبهه نیروهای ملی ایران در ادوار مختلف تاریخ معاصر در رابطه با انتخابات ، که متاسفانه هرگز به مفهوم کامل و مطلق آن آزاد نبوده است، اشاره گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 12:21  توسط آرش رحمانی  | 

 

خوشبختانه این بار تشکیلات جبهه ملی ایران با توجه به فشار نیروهای جوان و فعال خود رای دادن برای اعضای خود را  آزاد گذاشت

 

من فکر میکنم در وضع موجود با وجود اینکه خود را یک لیبرال دموکرات (البته جناح چپ لیبرال دموکرات)میدانم و با سیاستهای اقتصادی سوسیالیستی موافق نیستم اما  با توجه به اولویت حفظ تمامیت ارضی و لزوم ریاست جمهوری فردی که از بقیه کاندیداها به گفتمان ملی گرایی نزدیک تر است(و نه تحریک کننده پان ترکها و......)فکر میکنم مهندس موسوی فردی شایسته تر است.هر چند که ایشان از ایده آل های بنده به عنوان فردی لیبرال دموکرات-ناسیونال بسیار دور است ولی با توجه به لزوم تغییر تیم اداره کننده کشور که در این ۴ سال جز فاجعه نیافریدند و ایران را به لبه پرتگاه برده اند(به گفته آقای محسن رضایی !!!!!)احساس میکنم لازم است به عنوان فردی ملی به مهندس موسوی رای دهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 19:12  توسط آرش رحمانی  | 

در مورد مسائل قومی و فرهنگ­های بومی در ایران

۷ خرداد 138۸

 اشاره: چندی است برخی مواضع و مطالب در مورد مسائل فرهنگ­های بومی ایران منجر به تنش­ها و سوء برداشت­هائی شده و به خصوص به کرات منجر به سوتفاهماتی در مورد آقای مهندس زعیم شده است که به این لحاظ تصمیم گرفتیم تا در این مورد با آقای مهندس کوروش زعیم به طور خاص مصاحبه­ای داشته و رو در رو دیدگاه­های ایشان را در این موارد جویا شویم که ماحصل آن مصاحبه زیر است که تقدیم خوانندگان محترم می­گردد که در قالب 8 پرسش کلی طرح شده و پاسخ ایشان هم در اختیار خوانندگان محترم قرار می­گیرد.

 پرسش 1: جناب آقای مهندس زعیم چندی پیش مطلبی از شما منتشر شد مبنی بر اینکه شما وجود برخی اقوام در ایران را با استناد به برخی تعاریف مد نظر خود کتمان کردید و در برابر برخی هم به این تاکید دارند که ایران حتی چند ملیتی است. به هر حال این مطالب همه حاشیه­ای هستند و اصل کار همان بحث تنوع فرهنگی ایران است که واقعیتی کتمان ناپذیر در نقاط مختلف ایران است. حال چه این مساله را تنوع قومی و چه تنوع ملیتی و چه یک قوم و چه ... بنامیم در اصل مساله تاثیری نخواهد داشت و تنها اختلاف برداشت­ها خواهد بود اما در اینجا از شما خواهشمندیم بدون اشاره به بحث قوم و ملت و تعاریفی از این قبیل که همه ممکن است سوء تعبیر شده و با اختلاف سلیقه مواجه شده و موجب حاشیه سازی شوند به طور کلی دیدگاه خود را در مورد این مساله که نوع برخورد با این فرهنگ ها چگونه باید باشد و آیا باید در صدد حذف همۀ اینها و یکپارچه سازی آنها بوده یا به عکس باید در صدد تقویت این­ها بود را بیان بفرمایئد؟  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 18:57  توسط آرش رحمانی  | 

از سوی مردمان محروم سرزمينم. زنان و مردانی که همه چيزشان تباه شده و می دانند که اين انتخابات هم چيزی جز آنچه گذشته برایشان نخواهد آورد، مردمانی که منافع ویژه ای ندارند، فقط می خواهند آزاد و سربلند زندگی کنند.

"ولی اگر مردم بپندارند که فرمانبری آنان را به سوی فاجعه هدایت خواهد کرد، آنگاه هیچ چیز – نه مجازات و نه اصرار یا حتا رشوه – آنان را همراه نخواهد نمود. زیرا هیچ مرد عاقلی را نمی توان بسوی نابودی خود کشاند." – کمبوجیه به پسرش کورش.
کورش پاسخ داد: "بهترین راه تضمین فرمانبری، خردمندتر و آگاه تر بودن از آنانی است که بر آنان فرمان می‌رانی."


کمبوجیه گفت، "درست است. اگر می‌خواهی تو را یک مدیر خوب، یک سوارکار خوب، یا پزشگ خوب، یا یک نی نواز خوب بشناسند، وقتی که هیچکدام اینها نیستی، تصور کن چقدر تردستی باید ابداع کنی تا بتوانی ظاهر امر را نگه داری. شاید در آغاز موفق شوی، ولی سرانجام تو به عنوان یک حقه باز رسوا خواهی شد."

آسیب های آغاز انقلاب


انقلاب همانگونه که از انقلابها انتظار می رود، سرمایه های عظیمی را نابود کرد. تصمیم های نابخردانه شخصیت های جوان، بی تجربه و ناآگاه که ناگهان در مسند قدرت قرار گرفته بودند و احساسات را جانشین حسابگری و خرد برای حفظ منافع کشور کرده بودند، آسیب هایی جبران نشدنی به اقتصاد کشور، نیروهای نظامی و منافع ملی وابسته به روابط بین المللی زدند. در زمینه اقتصاد، قراردادهای بین المللی ارزشمند یکسویه لغو شدند که موجب از دست رفتن سرمایه گذاریهای ضروری، و بعدها سبب پرداخت جریمه های کلان در دادگاههای بین المللی شد. صدها کارخانه بزرگ که زیربنای اقتصاد صنعتی کشور را تشکیل می دادند مصادره شدند و تقریبا همگی به تدریج در دست عوامل نادرست غارت و به تعطیلی کشانده شدند. مصادره و دولتی کردن هزاران کارخانه و واحد اقتصادی منجر به کاهش شدید تولید و سرمایه گذاری صنعتی و فرار صنعتگران و متخصصان و سرمایه ها از کشور شد. قتل عام نخبه ترین افسران ارتش و نیروی هوایی، قدرت نظامی کشور را به پایین سطح و در برابر خطر تجاور آسیب پذیر ساخت. در عرصه سیاسی، تقریبا همه وعده های انقلاب به عنوان "خدعه" یا "تقییه" نقض شد و کشور در یک دیکتاتوری ایدئولوژیک فرو رفت. در نتیجه استقرار یک نظام ایدئولوژیک، همه دگراندیشان از فعالیت منع، زندانی یا کشته شدند.


آسیب های هشت سال جنگ


جنگ عراق با ایران شاید هرگز رخ نمی داد، اگر ارتش ایران آسیب ندیده بود و رژیم انقلابی و ایدئولوژیک ایران همسایگان را به صدور انقلاب شیعی دوازده امامی ولایت فقیهی به کشورشان تهدید نمی کرد و پیگیر ایجاد نطفه های حرکت انقلابی مذهبی در آن کشورها نمی شد. ایجاد سپاه پاسداران از جوانان چریکی بی تجربه در دانش و تکنولوژی نظامی، در آن زمان اختیارات ارتش رسمی کشور را به سایه کشاند و دشمنان را تشویق به تجاوز کرد. اگر به سفارت امریکا حمله نمی شد و اگر گروگانگیری کارکنان سفارت رخ نمی داد، دیگر شاید دلیلی برای امریکا نبود که به صدام حسین وابسته به شوروی اطلاعات امنیتی و نظامی علیه ایران بدهد و تحرکات نیروهای ایرانی را فاش سازد تا آنهمه تلفات بدهیم و آسیب بخوریم و سرانجام با خفت قطعنامه خاتمه جنگ را بپذیریم. سردمداران بی تجربه و خودمحور جمهوری اسلامی فقط بخاطر حفظ و تثبیت قدرت خود جنگ را بطور غیرضروری سالها تداوم دادند که اگر بازمانده ارتش قدرتمند ایران و تجربه و تخصص برنامه ریزی و دلاوری هایش نبود، و فداکاری و از جان گذشتگی جوانان سپاه پاسداران نبود، خدا می داند اکنون چه بخشی از ایران جزوی از خاک عراق می بود.
در دوران جنگ، برای نخستین بار فساد اداری با صلابتی بیشتر از رزیم شاه به دستگاه اداری بازگشت، سرمایه گذاری و رشد اقتصادی به علت حاکمیت اندیشه های شبه کمونیستی، مانند محدود کردن مالکیت مستقلات، واحدهای تولیدی، و بازرگانی و خدمات در بخش خصوصی، متوقف شد و نرخ سرمایه گذاری صنعتی منفی گشت. شرکتهای مهندسی و تخصصی به علت اجبار به تعاونی شدن و شریک کردن کارمندان جزء، از کیفیت و کارآیی افتادند و سیل مهاجرت سرمایه ها و مغزها از کشور آغاز شد. تثبیت قدرت دیکتاتوری مذهبی در دهه شصت به کشتارهای دست جمعی دهها هزار جوان آرمانخواه ناراضی انجامید. سالهای 1360 تا 1368 را می توان سیاهترین دوران حکومت جمهوری اسلامی و آلوده به جنایت علیه بشریت نامید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 23:42  توسط آرش رحمانی  | 

امروز شانزدهم اردیبهشت ماه ،میهن پرستان ایرانزمین و پیروان مصدق بزرگ گرد هم آمدند تا در گذشت مردی را گرامی دارند که همه عمر آنچنان زیست که اندیشه ای جز آرزوی نیک روزی ایران و ایرانی در سر پر شور و قلب پر از صداقت خویش نداشت

 در پی در گذشت نصرت الله امینی ،به ابتکار خانواده و دوستان او مجلس یاد بود با شکوهی در تهران در گرامیداشت یاد و خاطره او برگزار شد که می توان گفت در نوع خود بی نظیر بود و اینگونه است که گفتار حضرت سعدی بزرگ در ذهن متبادر می گردد:

 "سعدیا مرد نکو نام نمیر د هرگز    مرده آن است که نامش به نکویی نبرند"

 در این گرد هم آیی در ابتدای برنامه ،"مهندس حسین عزت زاده" از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران،به عنوان مجری برنامه حاضرین را به یک دقیقه سکوت به احترام آن بزرگ مرد فرا خواند و سپس گوشه هایی از زندگی نصرت الله امینی به صورت مصور برای دوستداران او به نمایش گذاشته شد.

در ادامه برنامه" دکتر سلما مبشری" (دختر زنده یاد دکتر اسدالله مبشری وزیر دادگستری دولت موقت و از بنیان گذاران دادگستری نوین ایران)سخنانی را پیرامون ویژگی های اخلاقی دکتر امینی و همچنین تلاشها و کوشش های او به همراه دکتر مبشری برای احیاء قوانین حقوقی و قضایی ایران بیان داشت و پس ازآن "حسین صدر محلاتی" در بیانی کوتاه به ذکر خاطراتی از امینی پرداخت و سپس"حسین شاه حسینی" از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران به عنوان سومین سخنران گوشه هایی از مبارزات آن بزرگ مرد و فضایل اخلاقی او بیان داشت.

 

از دیگر سخنرانان این مراسم نیز می توان از "دکتر سیاسی" و" دکتر حسین مجتهدی"از اعضای دفتر پژوهشهای جبهه ملی ایران و همچنین"دکتر هرمیداس باوند" عضو هیت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ایران نام برد که دکتر باوند مواردی را در رابطه با تلاشهای دکتر امینی برای حفظ داشته های فرهنگی و تاریخی ایران بیان داشت و لزوم تکیه و افتخار به تاریخ پر شکوه ایران را یاد آور شدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:19  توسط آرش رحمانی  | 

به نام خداوند جان و خرد

لورنس كهلبرگ، روان‌شناس و نظريه پرداز در گستره‌ي رشد وتحول روان‌شناسي اخلاق، بر پايه‌ي  پژوهش‌هاي دراز مدت علمي و روش شناختي در سراسر جهان و نيز با الهام   از نظريه‌ي‌عدالت  جان راولز وديدگاه‌هاي كانت درفلسفه‌ي فريضه‌گراي اخلاقي،  روند رشد اخلاق را به سه دوره و هر دوره را به دو مرحله تقسيم مي نمايد: دوره‌ي سوم  پساعرفي (Post conventional)  است. درمرحله‌ي نخست اين دوره، فرد به سطحي از رشد يافتگي اخلاقي دست مي‌يابد، كه برخي ارزش‌ها به گونه‌اي غيرنسبي و بي‌توجه به قراردادهاي غيرانساني، بايد در هر جامعه‌اي مورد حمايت وتقويت قرارگيرند. در مرحله‌ي دوم، اين ديدگاه ژرفايي و گستردگي فراتري مي‌يابد. برابري هستي ابناي بشر، ارزشمندي اين هستي به مثابه‌ي يك غايت و پاسداشت آزادي انساني و آفرينش جامعه‌‌اي با چنين منظومه‌ي ارزشي، نگرش و بازخورد كسي است كه در رسيدن به اين پايه از رشد اخلاقي كامياب بوده باشد. قضاوت اخلاقي چنين فردي و رويكردهاي رفتاري‌اش در پرتو ‌آن، به تعبير هابرماس فيلسوف و جامعه شناس معاصر آلماني، در سايه‌سار گفتگو ميان اشخاص برابر و آزاد و گفت وشنيد دروني هم سنگ، شكوفا مي‌گردد.

كارنامه‌ي  بارور زندگاني زنده ياد نصر‌ت‌ا... اميني گوياي آن است، كه وي از زمره انسان‌هايي بود كه خرسندي چنان اعتلاي اخلاقي را در زيستن خويش تجربه كرده بود. ارزش‌هايي اخلاقي چون آزادي براي او غايت به شمار مي‌رفت و براي اين فريضه‌ي اخلاقي، سراسرزندگاني به چالش و پيكار پرداخت و اين حقيقت  اخلاقي را به مذبح مصلحت گرايي نبرد و«جغد سكوت لانه‌ي تاريك درد خويش» نگرديد و سودمندي  فردي را با ناديده انگاشتن ارزش‌هاي اخلاقي انسان‌گرايانه دادو ستدنكرد، كه:

صنعت مكن كه هركه محبت نه راست باخت                   عشقش به روي دل در معني فرازكرد

ايمان براي اونردبان نام و نان نبود وگوهر حريت را هم سنگ گوهر دينداري مي‌شمر، و نه حداقلي از آن. پس از كودتاي بيست وهشتم امرداد ماه 32، كه ملي گرايي بر بنيادمردمسالاري و تكثرگرايي مصدقي، در تيررس حادثه قرارگرفته بود و نه تنها قدرت استبدادي مطلق گرا آن را بر نمي‌تابيد، كه با شدت و حدّت به سركوب آن مي پرداخت، او آن چه راكه فريضه‌ي اخلاقي خويش مي‌دانست بي‌اثر پذيري از بيم‌ها و اميدها، تهديدها و تطميع‌ها، الگوي تلاش هاي اجتماعي خود قرارداد.

هرچند اين ‌آرمان خواهي اخلاق گرايانه، سختي‌ها و هزينه‌هايي از جمله 6 بار زنداني شدن ودوبار از سوء قصد جاني رستن را در پي داشت، اما او را دريغي نبود، چرا كه سياووش وار، ناراستي را ضايعه‌اي نه فقط فردي، بلكه اجتماعي مي‌ديد.

 

اگر سربگردانم از راستي               فرود آيد از هر سوي كاستي

 

او نيز چون مرادش، تعبيري كه براي جاودان ياد دكتر محمد مصدق به كار مي‌برد، به ارزش جان و زيستن، دل ‌آگاه بود. همانگونه كه مصدق هرگز در برابر پيشنهاد و فشار اطرافيان حاضر نشدند، كه براي حفظ قدرت دست به خون بيالايد و حقيقت باور  اخلاقي‌اش را قرباني مصلحت نمايد وبه تعبير فردوسي حكيم «جان‌ستاني» نمايد، او هم بر اين فريضه‌ي اخلاقي پاي مي‌فشرد. وقتي پس از  انقلاب 57 براي جلوگيري از  اعدام تيمسار مقدم، كه از عاملان اصلي به زندان  افكنده شدن او و زير فشار وبازجويي قرارگرفتنش بود، وي‌كوشيد، برخي شگفت زده گرديدند.

 

شنيدم كه مردان راه خدا               دل دشمنان را نكردند تنگ

ترا كي ميسر شود اين مقام           كه با دوستانت خلاف است وجنگ

 

هويت ملي در ساختار شخصيت او بروز و جلوه اي شگرف داشت. به فرهنگ ملي ايران عشق و اميد مي ورزيد. آشنايي گسترده‌اي با ادبيات فارسي داشت. به تعبير روانكاوان فرهنگي « احساس ريشه‌دار بودن» در او موج مي‌زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:13  توسط آرش رحمانی  | 

 

همه مرگ راییم برنا و پیر                           به رفتن خرد بادمان دستگیر

 

یادمان نصرت ا... امینی را ، که یاور راستین دکتر محمد مصدق بود ، و تا پایان عمر به آزادی ، مردمسالاری و منافع ملی ایران اندیشید و برای اعتلای این آرمان ها کوشید، ارج می داریم

زمان: چهارشنبه 16/2/1388 از ساعت 18:30

مکان: نیاوران- کاشانک- نرسیده به سه راه آجودانیه- مرکز همایشهای بین المللی رایزن

 

دفتر پژوهشهای جبهه ملی ایران

دکتر علی حاج قاسمعلی – دکتر حسین مجتهدی – مهندس اشکان رضوی – مهندس آرش رحمانی – مهندس حمیدرضا خادم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 8:50  توسط آرش رحمانی  | 

 

مسعود لقمان مدیر وبلاگ روزنامک بازداشت شد.

با وجود اختلاف فکری با ایشان در بسیاری از موارد بازداشت هر کسی به خاطر بیان اندیشه هایش محکوم و ناپسند است بر همه ما واجب است خواهان آزادی ایشان از زندان هر چه سریعتر باشیم.

 

آرش رحمانی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:43  توسط آرش رحمانی  | 

 

بدون شک قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی در سال ۱۹۱۵(البته همان میراث و تفکرات با قدرت هر چه تمام در ترکیه امروزی هم وجود دارد) یکی از غم انگیزتزین و البته خونبارترین نسل کشی و قتل عام پس از حمله مغولان در آسیا بوده است.

کشتن افراد فقط به واسطه نژاد و یا دین آنها از ناپسندترین جناینتهای بشری است

پان ترکیسم که از روز اول بر پایه کینه و نفرت از دیگران بنا شده و کاری جز آسیب رساندن به فرهنگ غنی بخش غربی و شمالی آسیا نداشته هنوز هم بر طبل کینه میکوبد.

نکته جالب آنکه دیگر فرهنگها را متهم به شو ونیست میکند ولی اگر در سابقه آن خوب مطالعه کنیم به جرات پان ترکیسم به لحاظ مبنا از خطرناکترین اندیشه های ضد بشری و حتی خطرناک تر از نازیسم آلمانی است.جنایتهای دولت عثمانی در اروپای شرقی ( خاطرات این جنایتها هنوز در دل مردم صرب و کروات و رومانی و چک و لهستان زنده است و مردم رومانی هنوز به اسطوره کنت دراکول که شجاعانه مقابل ترکان ایستادگی کرد افتخار میکنند) بذر کینه ای کاشت که صد ها سال بعد یه صورت انتقام از بیگناهان بوسنی هرزگوین(به عنوان نمایندگان عثمانیهای به جامانده ) خود را نشان داد.

هر چند که عثمانیها با وجود فتح بخش شرقی اروپا هیچگاه نتوانستند در سمت شرقی خود به ذره ای از آن پیروزیها دست یابند و شاه عباس کبیر و نادر شاه درسی به آنها دادند که هیچگاه فراموش ننمایند با این وجود همیشه از ایران و ایرانی با آنهمه شاخصه های والای فرهنگی کینه به دل دارند

البته قباحت در پان ترکیسم تا آنجاست که بزرگی چون بابک خرم دین این اسطوره مقاومت ملت ایران را که توسط همان ترکان نوکر دربار عباسی کشته شد (و البته پاره پاره شد) را ترک مینامند و همچنین مولوی شاعر بزرگ ایرانی که حتی یک بیت کامل ترکی ندراد.

پان ترکها سعی داشته اند بذر این کینه ورزی ها را در دل مردم بزرگ و آزاده آذربایجان توسط جعل بزرگی که همانا ترک خواندن آذربایجانیها ست نیز بکارند غافل از آن که آذربایجانیها این مردم آزاده که از پایه های فرهنگی ایران زمین و از باشندگان بسیار کهن ایران زمین و سرشار از فرهنگ ایرانی هستند هیچگاه در دل به این سیاهی تن در نمیدهند.

ارمنیان در ارومیه و تبریز همیشه درکنار آذربایجانیها در صلح و دوستی زیسته اند.ارمنیان در ایران همیشه از احترام شایسته برخور دار بوده اند و همیشه در سازندگی صنعتی و هنری ایران(مخصوصا موسیقی)نقش داشته اند.

سفارت ایران در زمان نسل کشی ارمنیان توسط ترکهای عثمانی در جهت نجان آنها بسیار کوشید و

کرد ها که در هر جا باشند بوی ایران وایرانی میدهند نیز بسیار در نجات آنها و فرارشان به سمت ایران و لبنان کوشیدند.

بر  ما ایرانیان واجب است امروز نیز مانند پدرانمان در راه پخش فرهنگ مدارا مدار ایرانی بیش از پیش کوشا باشیم و جنایتهایی از این دست در هرجا که باشد را محکوم کنیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:3  توسط آرش رحمانی  | 


مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.
پس از لحظاتی افزود:
من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد).
شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و بر پایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم .
امیدوارم سر کرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم.
درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نسیتیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند.
به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.
Andre Brissaud, le Crapouillot. Nouvelle serie. Decembre 1986, La France

.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 17:9  توسط آرش رحمانی  | 

 

به نام خداوند جان خرد

 

گفت یکی خواجه  سنایی بمرد

مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد

بدینوسیله درگذشت" نصرت الله امینی " آخرین بازمانده کابینه دکتر محمد مصدق بزرگ را به آگاهی هم میهنان گرانقدر می رسانیم.

نصرت الله امینی حقوقدانی عدالت گرا،انسانی شریف،میهن دوستی مصدقی و آزادیخواهی راستین بود که در تمام زندگانی پر بارش به آرمانهای نهضت ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق وفا دار ماندو در زمان دولت ملی دکتر مصدق در شهرداری تهران ودر سمت ریاست سازمان تامین اجتماعی خدمات شایانی به ملت ایران ارائه داد.

در زمانیکه دکتر محمد مصدق به حکم دادگاه فرمایشی در تبعید  به سر می برد، او از معدود کسانی بود که پیوسته به دیدارش می شتافت و در حد توان خویش او را یاری کرده و در شمار افراد مورد اعتماد او بود که وی را به وصایت خویش بر گزید .

شادروان نصرت الله امینی با بسیاری از شخصیتهای بزرگ هم عصرش از جمله زنده یاد"علی اکبرخان دهخدا، میرزا طاهر خان تنکابنی و بسیاری دیگر از شخصیتهای علمی و سیاسی خوش نام و مورد اعتماد ملت همراه و همنشین بود.

 پس از انقلاب 57 ،کوتاه زمانی استاندار فارس بود ولی در اعتراض به مداخله های غیر قانونی کمیته ها و روحانیون و نهادهای فرا قانونی استعفا داد. وی در همان زمان کوتاه قاطعانه به پشتیبانی مردم غیور استان فارس از جمله کسانی بودکه  در برابر تصمیم "خلخالی"و نیروهای تندروی مذهبی برای تخریب تخت جمشید ایستاد و گفت برای این کار باید از پیکر بی جان من بگذرند.

وی در زندگانی شخصی خود نیز انسانی درستکار و مقید به اصول والای اخلاقی  بودو پیوسته در پی گره گشایی از کارهای فروبسته هم میهنانش می کوشید.

باری از مرگ گریزی نیست اما خوشا بر او که نام نیک و یادمانی نامیرا از فضایل اخلاقی برای نسل ما به جای گذاشت تا بدانیم که پیروان راستین دکتر محمد مصدق چگونه می زیند و چگونه در می گذرند.

از شمار دو چشم یک تن کم

واز شمار خرد هزاران بیش

یادش پایا و راهش پویا باد

دفتر پژوهشهای جبهه ملی ایران 

دکتر علی حاج قاسمعلی ،دکتر حسین مجتهدی،مهندس آرش رحمانی ، مهندس حمید رضا خادم،مهندس آرش رحمانی

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 8:58  توسط آرش رحمانی  | 

 

 


در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"، "فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: " برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت:   " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند. بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

 

خاطرات مهندس ایرج حسابی

 




 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 0:9  توسط آرش رحمانی  |