با وجود اختلاف نظر با دكتر احمد زيد آبادي در راستاي ارج نها دن به آزادي بيان
مقاله ايشان در نقد اكبرگنجي در رابطه با علي شريعتي را جهت اطلاع روي وبلاگ قرار ميدهم
ادامه مطلب
آزادی : رفاه : ایرانیت
با وجود اختلاف نظر با دكتر احمد زيد آبادي در راستاي ارج نها دن به آزادي بيان
مقاله ايشان در نقد اكبرگنجي در رابطه با علي شريعتي را جهت اطلاع روي وبلاگ قرار ميدهم
ولی اجازه می خواهم به عنوان شهروندی که از 15 سالگی بون وقفه نیم قرن است در تمامی فعالیتها
و مبارزات ملی حضور داشته و فشارها و زندان های دوران شاه و سپس جمهوری اسلامی نتوانسته
او را دلسرد و ناامید بنماید توجه آنجناب را به توطئه سنگینی که در قبال وحدت ملی ، یکپارچگی
کشور و استقلال آن در حال شکل گرفتن است جلب و تقاضا کنم تا موضوع را جدی و اساسی
تلقی بفرمایید و هر چه سریعتر هیاتی صاحب صلاحیت و آگاه و میهن دوست را که به استقلال و
وحدت ملی و یکپارچگی کشور و توانمند ساختن فرهنگ ملی به عنوان مهمترین اصل می اندیشند
و آنرابرای هر تحول و توسعه ای اساس کار میدانند مامور بفرمایید تا از ابعاد مختلف ، موضوع را
چنانکه هست بررسی و در کوتاه مدت پیشنهادهای لازم را برای اقدامی موثر به حضورتان تقدیم بدارند
ليبراليسم در ايران در بعد از انقلاب اسلامي به عنوان يك دشنام سياسي به كار گرفته شده است. در زماني هرگاه حزبي يا فردي مي خواست شخص حقيقي و يا حقوقي ديگر را به انواع و اقسام رذائل متهم نمايد به او نسبت ليبرال مي داد. اين گونه ادبيات در دهه 50 و تا اواخر دهه 60 به شدت از سوي اكثر گروههاي سياسي كه بيشترشان متاثر از انديشه هاي راديكال و چپ قرن نوزدهمي بودند رواج داده مي شد. جملاتي چون (( ليبراليسم جاده صاف كن امپرياليسم)) نه از زبان متحجرين كه از زبان به اصطلاح روشنفكران شنيده مي شد هرچند كه مرحوم مهندس بازرگان به لحاظ فلسفه سياسي نه تنها ليبرال نبود كه ايشان جز محافظه كاران ميانه روي مذهبي بودند
