تبليغاتX
Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

 

  

مدتي است جدل بين بعضي از اعضاي دفتر تحكيم وحدت سابقا چپ اسلامي بعدا مشاركتي فعلا ليبرال  و بعدا؟ با آقاي پيمان عارف در گرفته  هر چند من خود زياد علاقه اي به ورود به اين بحثها ندارم چون بيشتر از آنكه به حل اختلافات و رفع ايرادات بيانجامد با وارد شدن به مسايل شخصي يكديگر موجبات شكستن اخلاقيات گشته ولي لازم دانستن به چند نكته اشاره كنم

 

1-     من به عنوان مسئول شاخه دانشجويان و دانش آموختگان جبهه ملي ايران پس از فوت شادروان دكتر پرويز ورجاوند (كه البته از سمت تشكيلات جبهه ملي اين مسئوليت به من واگذار گرديده و نه خود خوانده) آقاي پيمان عارف را عضو اين سازمان دانسته و از اين بابت بسيار خرسندم  ايشان جزو اعضاي فعال ما هستند  هيچ فردي هم به تنهايي اجازه اخراج و يا پذيرش فردي را در جبهه ملي بدون اجازه تمامي اعضاي شوراي مركزي و هيات اجرايي و تشكيلات ندارد  با وجود استعفاي ايشان به علت مشكلات پيش آمده اينجانب با اين استعفا مخالفت كردم .(جبهه ملي حزبي است با تشكيلات دموكراتيك و هر تصميمي در آن بايد مورد تاييد جمع باشد)

 

2-     دوستان نقد ما بر شما دانشجويان از بابت نگرانيهاي ما نسبت به روش شماست  در اين كه به كردها ظلم مذهبي و منطقه اي روا گشته(و نه قومي) هيچ شكي نيست اما روش حل آن با دادن شعار هاي تجزيه طلبانه نيست  با دادن شعار حق استقلال از ايران براي كردستان ايجاد شكاف و اختلاف در صف مبار زين دموكراسي ايران مينمايد. و اين بنفع جنبش دموكراسي خواهي ايران نيست  مگر شما اعتقاد نداريد حل تمامي نارسايي هاي ما گسترش دموكراسي در ايران است؟ مگر در حق مردم سيستان و بلوچستان ظلم نشده؟ مگر در حق مردم جنوب خراسان (كه البته فارس زبان هم هستند) ظلم نشده؟

 

3-     دوستان ايران فقط 1 سرود ملي دارد و هيچ حزب و گروهي حق ندارد سرود ملي اقليم خود را بخواند  دو تن از افرادي كه در 16 آذر بازداشت شدند 1 هفته قبل به طور ناخوانده در جلسه ما شركت كردند(از آن جمله سخنران نمايندگان كرد در مراسم ۱۶ آذر) آنها با مقايسه كردستان با كبك كانادا(كه البته هيچ تناسبي با هم ندارند) خواستار حق تعيين سرنوشت براي كردستان گشتند  آيا اسم اين كار تجزيه طلبي نيست؟

 

4-     در نگراني براي سرنوشت مردم كردستان مطمئن باشيد نگراني ما از شما بسيار بيشتر است  من به شخصه سالها در كلاس درس استادان موسيقي كرد شركت داشتم .و از اين نظر علاوه بر حس هموطن گرايم به اين عزيزان احساس بدهي معنوي هم به مردم پاك و غيور كردستان دارم ولي ( بسيار از بي خانمان شدن جمع كثيري در كردستان عراق در اين فصل سرما هم ناراحتم   اما حزب پ ك ك را به اندازه ارتش تركيه در اين بي خانمان شدن مردم كردستان عراق شريك ميدانم) با هر حركت  و يا انديشه اي كه با جدايي افكني بين مردم ايران به بهانه تنوع قومي و زباني با توسل به خشونت فكري و يا فشفشه بازي در جهت اخلال در حركت جبهه دموكراسي خواهي  ايرانيان گام بردارد مخافم.       

 

5-در پايان بايد بگويم جاي خالي دكتر ورجاوند را امروز بيش از هر زمان ديگري احساس ميكنم و دلم براي راهنماييهاي پدرانه اش تنگ شده.روانش شاد باد

جاويد ايران زمين        جاويد آزادي

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 11:44  توسط آرش رحمانی  | 

۱۶ آذر  و مراسم مربوط به آن توسط دانشجويان برگزار شد.  از ۱۶ آذر تا امروز نزديك ۶ روز ميگذرد.اخبار بدي از تجمع دانشگاه تهران شنيدم.گفتم شايد تحت تاثير احساسات بعضي از دوستان قرار گرفته ام. صبر كردم تا اخبار كاملتر توسط ديگران و يا سايتهاي رسمي به دستم برسد.جالب آنكه هر چقدر زمان از اتفاقات آن روز ميگذشت اطمينان به بي تدبيري ، بي توجهي به شرايط كشور ، بي اطلاعي از تاريخ ايران ،و هزاران سوء مديريت ديگر از سمت اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم و علي الخصوص خانم بهاره هدايت بیشتر میشد.

 

 

متاسفانه كار اشتباه اين خانم ها و آقايان با كار اشتباه تر وزارت اطلاعات در دستگيري فعالان كرد تكميل شد.

فاجعه بار تر آنكه ظاهرا خانم بهاره  هدايت در كمال  حرارت يكي از اعضاي فعال ملي دانشگاه تهران آقاي تيرداد بنكدار را متهم به مامور وزارت اطلاعات بودن كردند.

 

بررسي وقايع دانشگاه تهران در ۱۶آذر سال ۸۶ بدون بررسي  تاريخچه كوتاهي از شكل گيري جنبش دانشجويي در ايران بعد از انقلاب سخت است.جنبش دانشجويي در پس از انقلاب ۴ مرحله داشته است

 

1-     مرحله اول مربوط به دانشجويان پيرو خط امام بوده است كه اكثرا در تسخير سفارت آمريكا نقش داشتند.

اينان داراي گرايشات ايدئولوژيك چپ اسلامگرا بودند.بيشترين نقش در جريان انقلاب فرهنگي و تسويه دانشگاه از اساتيد دگر انديش و سكولار جزو افتخارات اين گروه ميباشد.بسياري از اصلاح طلبان امروز جزو فاشيستهاي ديروز بودند..اين گروه تا اوايل دهه هفتاد دانشگاه را در دست داشتند و به هيچ حركت دانشجويي ديگر اجازه حركت نميدادند.

 

2-     مرحله دوم از اوايل دهه هفتاد شروع ميشود گرايش به تفكرات اسلامگرايان روشنفكر چون دكتر سروش كه البته خود جزء پاكسازان دانشگاه از نيروهاي سكولار در دهه 60 بوده نقش بسزايي  در اين تغيير دارد.برداشتهاي ليبراليستي از اسلام راه را براي گرايش به افكار مهندس بازرگان و نهضت آزادي كاملا باز ميكند.

اين وضعيت ادامه دارد تا سال 76 با روي كار آمدن اصلاح طلبان كه اكثرا همان نيرو هاي نسل اول بودند كه حال دچار دگرگوني انديشه شده بودند در اين سال كم كم برگشتي به افكار دكتر شريعتي به علت راديكال شدن فضاي دانشگاه ديده ميشود از اين رو نيرو هاي ملي مذهبي و تفكرات آنها نقش عمده اي در دانشگاه بازي ميكند.

 

3-     مرحله سوم پس از انتخابات مجدد آقاي خاتمي در سال 80 شروع ميشود.تغييرات گسترده اي در بين دانشجويان و علي الخصوص در بدنه آن شكل گرفته است.بدنه اي كاملا سكولار نمايندگان سكولاري را به شوراي مركزي دفتر تحكيم ميفرستند.كه مطمئنا نه مورد پسند حكومت بودند و نه مورد پسند مذهبي هاي روشنفكر چون نهضت آزادي و ملي ومذهبي. به مدت دو سال اين نيروها تحمل شدند.آنها شامل ليبرال ناسوناليستها و ماركسيستها ي غير مذهبي بودند. پس از سركوب خشن اين نيروها از سال 82 تا سال 83 مرحله چهارم شروع ميشود.

 

4-     در اين مرحله با توجه به حذف تمامي نيرو هاي با تجربه وبا سابقه جنبش دانشجويي جواناني با ميانگبن سني بسيار پايين و اكثرا غير آشنا به مبارزات و پيچيدگيهاي آن به عنوان رهبران دفتر تحكيم انتخاب ميشوند.

      مذهبي ها هم شامل روشنفكر مذهبي و مشاركتي ها با همدستي و اتحاد  جهت حذف مخالفان      سكولار خوداين نيروها را از شوراي مركزي دور ميكنند.بدين گونه نور چشمي هاي مشاركت وملي مذهبي ها به شوراي مركزي دفتر تحكيم را پيدا ميكنند          

از اين مرحله است كه دفتر تحكيم در سراشيبي ريزش نيرو قرار ميگيرد.

 

حال بايد ديد چه ميشود كه آن افتضاح در دانشگاه تهران در 16 آذر پديد مي آيد.اين آقايان و خانم ها هنوز نفهميدند با چه دم شيري بازي ميكنند.شادروان دكتر ورجاوند چه دل پر دردي از اين ناداني داشت.

آنها براي جبران اشتباهات مكرر خود كه منجر به ريزش نيروها شده است با فعالان قوم پرست كه متاسفانه تماما فاقد منطق و دانش لازم در رابطه با مباحث مطرحه خود هستند لابي ميكنند تا تعداد افراد شركت كننده در مراسم را بالا ببرند.

 

خانم بهاره هدايت بايد پاسخ دهد چگونه به خود حق داده است در مراسمي كه به ياد سه شهيد راه آزادي ايران ( كه البته دو تن از آنها از اعضاي جبهه ملي بودند) برگزار گرديده به گروهي تجزيه طلب اجازه بيان عقايد تجزيه طلبانه ميدهد.گروهي كه در شعار بيان ميكند ايران تشكيل شده از ملتها است تجزيه طلب است حتي اگر از روي ريا و دو رويي به زبان نياورد.

متاسفانه بايد گفت خانم هدايت اين خرابكاري شما از جنس ديگر خرابكاري ها نيست كه بتوان از آن چشم پوشي كرد.اگر جرم دفاع از تماميت ارضي وطنمان ايران متهم به مامور وزارت اطلاعات شدن است من خودم دست آن مامور وزارت اطلاعات را ميبوسم.در پايان بايد گفت مامور وزارت اطلاعات بودن بسيار با شرف تر از تبديل شدن به مجري سياستهاي صداي آمريكا است .اميدوارم همه به شرايط بحراني حال حاضر ايران پي ببريم و با بصيرت بيشتر حركت كنيم.

 

جاويد ايران، جاويد آزادي  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 11:26  توسط آرش رحمانی  | 

متاسفانه در هفته اي كه گذشت تعدادي از فعالان چپ ايران چون مهندس سعيد حبيبي دستگير شدندهر چند به عنوان يك ليبرال ملي اختلافات سياسي من با ايشان بسيار زياد ميباشد ولي لازم ميدانم به عنوان يك ليبرال مصدقي هر گونه دستگيري كه شامل نقض حقوق انساني شود را محكوم كنم.امروز ليبرالها ميبايستي بسيار بيشتر از ديگران و حتي از نيروهاي چب به اين دستگيريها اعتراض كنند.اين سنت جان لاك تا پوپر ميباشد و پيروي از راه دكتر محمد مصدق است.زنده باد مخالف من

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 11:27  توسط آرش رحمانی  | 

  :مرجان ساتراپی     بهترين دوست آمريکايی ها در منطقه، عربستان سعودی است. آيا در آن جا دمکراسی حاکم است؟ وقتی گفته می شود «ما قوی ترين هستيم و می خواهيم به شما حمله کنيم» می توانم بپذيرم و بگويم بفرمائيد! اما لطفاً خواهش می کنم من را از چنين ياوه سرايی معاف کنيد

 

فيلم پرسپوليس ساخته مرجان ساتراپی و ونسان پارونو از دو هفته پيش در شهرهای مختلف آلمان به نمايش عمومی درآمده است.

استقبال از انيميشن سياه و سفيد مرجان ساتراپی در آلمان چشمگير بود. تنها در نخستين آخر هفته (شنبه و يکشنبه) نمايش این فیلم، ۲۶ هزار و ۲۷۶ نفر به تماشای آن رفتند و تقريبأ اکثر روزنامه ها و رسانه های آلمان در باره اين فيلم نوشتند و با مرجان ساتراپی به گفت وگو نشستند.

همانگونه که در نسخه فرانسوی فیلم «پرسپولیس»، بازيگران معروف فرانسوی از جمله کاترين دونوو و چيارا ماسترويانی به جای شخصيت های داستان حرف زده بودند؛ در نسخه آلمانی آن نيز بازيگران و هنرمندان مطرح آلمانی از جمله ياسمين طباطبايی، بازيگر ايرانی – آلمانی به جای پرسوناژهای آن حرف می زنند.

ياسمين طباطبايی که در اين فيلم شخصيت اصلی آن را دوبله کرده، معتقد است: « موفقيت پرسپوليس از آن روست که ساتراپی در زمانه ای که با اظهارات احمدی نژاد، ايران بار ديگر چهره منفی ای پيدا کرده، نگاهی انسانی به ايرانيان دارد که پيش از اين نادر بود

پرسپوليس علاوه بر به دست آوردن جايزه ويژه هيئت داوران شصتمين دوره جشنواره کن و نمايندگی فرانسه در بخش فيلم های غيرانگليسی زبان اسکار، از طرف آکادمی فيلم اروپا نامزد دريافت جايزه بهترين فيلم سال نیز شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 8:5  توسط آرش رحمانی  | 

به نام خداوند جان و خرد

 مطلع شدیم دوست عزیزمان، عیسی خان حاتمی، عضو کوشای شورای مرکزی جبهه ملی ایران، در غم از دست دادن مادر بزرگوارش سوگوار است. این رخداد غم انگیز را به وی و تمامی خانواده ملیون ایران تسلیت میگوییم.و برای آن مدیر مسئول ماهنامه ایرانمهر عمری پایدار و صبری ارجمند از خداوندگار طلب میداریم.        تهران ،سازمان مهندسین و سازمان دانش آموختگان جبهه ملی ایران/

 ۷-۹-۱۳۸۶ خورشیدی

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:46  توسط آرش رحمانی  | 

خوشبختانه آگاه شدم دوست و همفکر عزیزمان مهندس اشکان رضوی از بازداشت رهایی پیدا کردند

اهورا را سپاسگزاریم

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:43  توسط آرش رحمانی  | 

در گذشت مادر عزیز و محترم جناب آقای عيسي حاتمي عضو محترم شوراي مركزي جبهه ملي ايران و مدير مسئول ماه نامه توقيف شده ايران مهر را به ايشان و خانواده محترم تسليت ميگويم

 

آرش رحمانی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:29  توسط آرش رحمانی  | 

مدتي است گروهي از هموطنان كرد ما در بعضي جلسات خصوصي به دوست عزيزمان تيرداد بنكدار حملاتي در كمال بي انصافي ميكنند  در يكي از همين جلسات كه اخيرا برگزار شد خود من شاهد مباحثي از اين نوع بودم لازم ميبينم نكاتي را هر چند بسيار خلاصه تشريح كنم.

 

1-     گروهي بسيار ناراحتند چرا به قاضي محمد توسط ايشان توهين شده است آنها استدلال ميكنند اگر ميخواهيد ما به دكتر محمد مصدق احترام بگذاريم شما هم بايد به امثال قاضي محمد احترام بگذاريد.

مقايسه اين افراد و چونين استدلالهايي به جك بيشتر شبيه است تا واقعيت تاريخي  دكتر محمد مصدق شخصيتي جهاني و مورد احترام تمام جهانيان است و نه مثل قاضي محمد با يونيفورم ارتش روسيه در خدمت دولت بيگانه  در اين كه به هموطنان عزيز كرد مخصوصا در 27 سال گذشته بيش از پيش نابرابري هايي  اعمال گشته شكي نيست ولي  اين دليلي نميشود از افراد قدرت طلب وابسته به دولت دشمن ايران زمين شوروي  تمجيد كرد

 

2-     اين افراد در يك دو رويي آشكار در كنار اين جمله كه ما خواهان تجزيه ايران نيستيم در مقالطه اي آشكار ادعا ميكنند مگر ايالت كبك در كانادا هر 25 سال يك بار  به اتحاد خود با كانادا راي نميدهد؟ حال چه ايرادي دارد كه ما هم چون آنان رفتار كنيم

 

در ابتدا بايد به اين افراد متذكر شوم كشور كانادا سرزمين سرخ پوستان بوده كه توسط اروپاييان انگليسي زبان و يا فرانسوي زبان اشغال شده.در ضمن ايالت كبك تا زمان لوئي چهاردهم متعلق به فرانسه بوده كه انگليسيها از ضعف فرانسه سوء استفاده كرده و آنجا را اشغال مينمايند.(به گفته ناپلئون انگليسيها هيچگاه جوانمردانه نميجنگند) حال اين كبك چه ربطي به سرزمين ايران دارد با نزديك به 7000 سال تمدن  مگر ميشود اين دو سرزمين را مقايسه نمود!

3-     شايد آقاي بنكدار با لحني تند بنويسند اما تمامي استدلالهاي ايشان صحيح و تاريخي است  اگر اين آقايان پانها ميتوانند استدلال علمي بياورند جواب ايشان را بدهند در غير اينصورت سعي كنند دست از جعليات تاريخي خود بردارند

 

جاويد ايران زمين    جاويد آزادي

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:25  توسط آرش رحمانی  | 

مدتي است به اين نتيجه رسيدم كه  بايد از بحثهاي كوچه بازاري دست بكشيم و به مشكلات فرهنگي و دانشي خود بيشتر بپردازيم  در زماني كه   تمام بزرگان ايران زمين توسط همسايگان ترك و تازي در كمال بيشرمي ربوده ميشوند و بعضي افراد مرض در دل به بحثهاي بيمورد قومي دامن ميزنند بايد به كار آگاهي رساندن به هموطنان پرداخت  در اين زمينه ميخواهم بخشي از خاطرات بزرگان تاريخ معاصر را روي وبلاگم  قرار دهم تا پي ببريم در كجا ايستاده ايم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 9:59  توسط آرش رحمانی  |