تبليغاتX
Liberal-National

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

جبهه ملی ایران

نقض تعهدات بین المللی ایران را توسط جمهوری اسلامی محکوم می کند

امروزه، همبستگی و وابستگی جوامع بشری به یکدیگر آنچنان در هم تنیده است که هیچ کشوری بی نیاز از دیگران نبوده و به تنهایی قادر به رفع نیازها و حل مشکلات خود نیست. تدوین و انعقاد روزافزون کنوانسیون های چند جانبه بین المللی در زمینه های گوناگون به دلیل همین همبستگی اجتناب ناپذیر است. امروز امنیت واقعی در گرو رعایت حقوق بشر و توسعه اقتصادی پایدار می باشد که همکاری دولت ها با سازمانهای بین المللی و فعال سازی بخش خصوصی متضمن آن می باشد. رعایت حقوق بشر از هدفهای عمده منشور سازمان ملل متحد است که در مقدمه آن می گوید: "ما مردم ملل متحد بار دیگر اعتقاد راسخ خود به اصول اساسی حقوق بشر، کرامت و حیثیت فرد انسان و برابری زن و مرد اعلام می داریم." و در بند 3 ماده 1 ناظر به هدف ها نیز توسعه همکاری های بین المللی را در زمینه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و انسانی در گرو رعایت و اعتلای حقوق بشر و آزادیهای اساسی بدون هرگونه تبعیض جنسیتی، نژادی، زبانی و مذهبی دانسته است.

اهمیت روز افزون حقوق بشر در تعاملات بین المللی سبب شده که سازمان ملل متحد به اصول حقوق بشر مندرج در منشور ملل متحد و تعهدات کشورهای عضو نسبت به رعایت آن بسنده ننموده با صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر و تدوین و انعقاد میثاق ها و کنوانسیون ها در رابطه با اصول شاخص مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر اجرای آنها را از طریق کشورهایی که به عضویت کنوانسیون ها و میثاق های مورد بحث درآمده اند عملی سازد.

بدیهی است کشور ایران که از جمله امضاء کنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر و عضو  5 میثاق حقوق مدنی و سیاسی، میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کنوانسیون بین المللی منع مجازات کشتار جمعی، کنوانسیون بین المللی محو هر نوع تبعیض نژادی و کنوانسیون حقوق کودک می باشد و اصول مندرج در اسناد بین المللی مزبور در زمره حقوق داخلی ایران تلقی می شوند، بی شک عدم رعایت و نقض آنها موجب مسئولیت بین المللی جمهوری اسلامی و پذیرش پیامدهای آن می شود. حتا خودداری از پیوستن جمهوری اسلامی به کنوانسیون ضد شکنجه و رفتار یا مجازات خشن، غیرانسانی و تحقیر کننده، و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آن را به دلایل زیر از مسئولیت بین المللی ناشی از نقض دو کنوانسیون مورد بحث مبری نمی سازد:

1- از آنجایی که مسئله برابری زن و مرد و رفع هرگونه تبعیض میان آنان در برخورداری از مواهب زندگی و حقوق اجتماعی و سیاسی در همه اسناد حقوق بشری سازمان ملل، از جمله منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و غیره مطرح شده و مورد تاکید قرار گرفته، کشور ایران به سبب عضویت در کنوانسیون های گفته شده نسبت به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان متعهد می باشد. بدیهی است برخوردهای خشونت آمیز و سرکوبگرانه نسبت یه خواسته های بحق و قانونی زنان ایران، نقض تعهدات بین المللی تلقی شده و جمهوری اسلامی نسبت به آنها مسئول است.

2- سازمان ملل متحد از همان روزهای نخستین در تلاش برای از بین بردن شکنجه بوده و قطعنامه های بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران از جمله دولتهای امضا کننده و عضو اسناد مزبور است، شکنجه را ممنوع اعلام کرده است. افزون بر آن، در تاریخ 9 دسامبر 1975، نیز مجمع عمومی طی قطعنامه شماره 13452، اعلامیه حمایت از افراد انسان در برابر شکنجه و دیگر رفتارها و مجازاتهای خشن، غیر انسانی و تحقیر کننده را تصویب نمود و نماینده ایران به قطعنامه مزبور رای مثبت داد. با توجه  به اینکه جمهوری اسلامی بر پایه ماده 5 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 7 میثاق حقوق مدنی و سیاسی ممنوعیت شکنجه و رفتار و مجازات خشن و غیر انسانی را پذیرفته، عملا و قانونا ملزم به رعایت مفاد آنها می باشد ولو اینکه به آن نپیوسته باشد.

3- ماده یک کنوانسیون محو تبعیض نژادی تصریح می کند که "تبعیض نژادی از نظر این کنوانسیون به معنای هرگونه تبعیض، محرومیت، محدودیت یا امتیاز بر مبنای نژاد، رنگ، نیا، یا ریشه های ملی یا قومی و مذهبی است که در شناسایی، برخورداری یا اجرای برابری حقوق بشر و آزادیهای بنیادین در زمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سایر زمینه های مربوط به زندگی عمومی لطمه وارد می سازد. با در نظر گرفتن مفاد بند 1 برخورد با پیروان کیش ها و آیین های گوناگون و مذهبهای متفاوت از مذهب رسمی عدم رعایت و پایبندی به این کنوانسیون و محرومیت بخش عمده ای از شهروندان ایرانی از امکانات و فرصت های یکسان در برابر قانون چیزی جز نقض تعهدات بین المللی بشمار نمی آید.

4- کنوانسیون حقوق کودک ضمن آنکه دولتهای عضو را مسئول حمایت از کودکان در برابر آزارهای جسمی و روحی، از جمله سوء استفاده جنسی و استثمار آنها، می نماید، اقدامات لازم قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی را برای رفاه آنها ضروری می داند. در مورد مسائل قضایی، تصریح می نماید که "اعدام و حبس ابد نباید در مورد کودکان کمتر از 18 سال اعمال شود." یعنی قطع نظر از تعریفی که هر کشور ممکن است برای کودک و سن بلوغ داشته باشد، از نظر این کنوانسیون اعمال مجازات اعدام و حبس ابد برای افراد کمتر از 18 سال ممنوع شده و دولتهای عضو باید این معنا را رعایت کنند. جمهوری اسلامی در نقض فاحش این تعهدات، به اعدام کودکان کمتر از 18 سال اقدام می نماید. چنانکه در سال گذشته 25 کودک زیر 18 سال اعدام شدند و صدها کودک در انتظار اجرای حکم اعدام می باشند.

سرانجام، عدم پایبندی به حقوق بشر و آزادیهای بنیادین سبب گردیده که بخش بزرگی از اندیشمندان، هنرمندان، دانشجویان، و فرهیختگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور به عنوان غیرخودی، دگراندیش و یا وابسته به جمعیت ها و جوامع مدنی مخالف اعمال غیرقانونی حاکمیت، از کشور مهاجرت و سیلی از فرار مغزها و سرمایه ها را بوجود آورند.

جبهه ملی ایران ضمن اعلام پایبندی راسخ خود به آزادی بنیادین مدنی، مردم سالاری، حقوق بشر و حکومت قانون، بر این باور است که همه شهروندان ایرانی بدون هرگونه تبعیض از لحاظ جنسیت، نژاد و مذهب، می بایستی از حقوق و امکانات یکسان بهره مند شوند. باید به تعصبات و نابرابری های موجود تحت هر عنوان که باشد، بویژه برخاسته از مذهب رسمی، پایان داده شود و تعهدات پیش بینی شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر و سایر اسناد بین المللی حقوق بشری با حسن نیت اجرا گردد. جبهه ملی ایران بی اعتنایی به تعهدات بین المللی و نقض فاحش آنها را محکوم می کند چنانچه در نامه 4 شهریور 1387، آقای عباس امیرانتظام به دبیرکل سازمان ملل متحد نیز تشریح و تصریح شده که مورد تایید و حمایت کامل جبهه ملی ایران می باشد. جبهه ملی ایران پشتیبانی بی دریغ  خود را از اندیشه ها، دیدگاهها و فعالیت های مسالمت آمیز ایشان در راه آزادی، حقوق بشر و منافع ملی اعلام می نماید.

جبهه ملی ایران

تهران - 22 مهر 1387

امضاء: ادیب برومند  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:39  توسط آرش رحمانی  | 

شنبه بیستم مهر 1387

بیانیه اعلام موجودیت "ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی"

 ملت ايران،ملتي است ديرپا و كهنسال كه در طول تاريخ حوادث بسيار بر آن گذشته است و بدون شك تأثيرات فراواني بر عمق روح ، تفكر و فرهنگ آن گذاشته اند. اما آنچه در طول تاريخ ماندگاري اين ملت را به عنوان ملتي زنده و پويا تضمين كرده است ، حفظ موجوديت و جوهرۀ اصلي فرهنگ ايراني در تمامي اين قرون و اعصار بوده است. و اين ميسر نگرديده مگر با كوششهاي نياكانمان كه در هر شرايطي بر هويت ايراني خويش و فرهنگ شكوهمند آن تأكيد كرده اند و در راه تداوم و گسترش آن فداكاري هاي بسيار نمودند. امروز ما به عنوان نسل حاضر ميراث دار آن فرهنگ شكوهمند هستيم و در عين حال وظيفه دار صيانت از آن و تداوم راه نياكانمان.

    بديهي است كه دفاع از تماميت سرزميني و موجوديت هر ملتي بر فرزندان آن ملت واجب است. با توجه به موقعيت جغرافياي و ژئوپليتيك خاص ميهنمان ايران ، و مورد توجه بودن آن در عرصۀ  جهاني‌ ، ‌تلاشي مضاعف جهت دفاع از اين سرزمين لازم است. تأكيد بر نيرومندي ايران در عرصۀ بين المللي بسيار مورد توجه است.

    دانشگاه مكاني است كه در آن توليد علم و علم آموزي صورت مي گيرد. فضاي دانشگاه محل برخورد آراء و عقايد مختلف و بيان ديدگاه هاي افراد، شنيدن و آگاه شدن از ديدگاه هاي ديگران است.اين موضوع در كنار شرايط خاص اجتماعي ايران ، دانشگاه را به نوعي تبديل به يكي از كانونهاي  تحولات اجتماعي نموده است. لذا فعاليت هاي دانشجويي در غالب تشكل ها و شكل گيري جريان هاي دانشجويي از اهميت فراواني برخوردارند.

    «ائتلاف دانشجويان آزاديخواه ملي» ، مجموعه اي است متشكل از تعدادي فعالان دانشجويي كه پاسداري از حقوق و منافع ملت ايران و تلاش براي احقاق آن را دغدغۀ اصلي خود مي شمارند. همچنين دفاع از آرمانهاي دانشجويي و تلاش براي حفظ استقلال دانشگاه ديگر دغدغۀ اساسي آنان است.  

در راستای آنچه اشاره رفت، "دانشجویان آزادیخواه ملی" مواضع و برنامه های خود را به شرح زیر بیان می کنند:

۱."دفاع و پاسداری از یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران" برای ما از مهمترین امور بوده و تلاش می کنیم که این وظیفه ملی را در هر شرایطی پیش ببریم. به ویژه اینکه بدبختانه در شرایط خطیر امروز میهنمان، گروهی از جریاناتی که ادعای آزادیخواهی هم دارند، در پی تحریفاتی که از آن سوی مرزها و با هدایت قدرتهای بزرگ و منطقه ای صورت می گیرد، دانسته و نادانسته یکپارچگی ملی و سرزمینی ایران را هدف گرفته اند. در چنین شرایطی است که به این جمع بندی رسیده ایم که فعالیت مستقل "دانشجویان آزادیخواه ملی" جهت جلوگیری از نفوذ خزنده جریانهای انحرافی ایران ستیز به جنبش دانشجویی و سو استفاده از موقعیت و اعتبار آن، امری ضروری است.

۲. "پاسداری از آزادیهای فردی و گروهی بر اساس موازین مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر" را دومین وظیفه مهم خود به شمار می آوریم. بدیهی است که در این مورد با ارجاع به نص صریح اعلامیه جهانی حقوق بشر و دوری گزینی از تفسیرهای جهت دار و غیر معتبر که درصدد ایجاد پوشش برای فعالیتهای تجزیه طلبانه هستند، هیچ تضادی میان ملی گرایی و میهن دوستی خود با پایبندی به موازین جهانی حقوق بشر نمی بینیم. در همین راستا است که کوشش خواهینم نمود که همواره پیگیر حق مسلم ملت ایران در دستیابی به آزادیهای فردی و گروهی باشیم و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نخواهیم کرد.

۳. ما باور داریم که ملت ایران در شرایط حاضر تحت ستم و تبعیض می باشند و این ستم و تبعیض بیش از هرچیز بر مبنای ایدئولوژی و منافع حاکمان است. اما دو گروه اجتماعی نیز از اعمال ستم مضاعف رنج می برند. "زنان" و "اقلیتهای دینی و مذهبی" به شدت زیر فشار تبعیضهای های مضاعف "جنسی" و "مذهبی" قرار دارند. ما پیگیرانه در راه رفع این ستم و تبعیض مضاعف خواهیم کوشید.

۴. بنابر ماهیت دانشجویی خود، "پیگیری حقوق صنفی دانشجویی و مطالبه و پاسداری از آزادیهای آکادمیک" را کارویژه خود دانسته و پیگیرانه در این امور کوشش خواهیم نمود و در مقابل هر فرد، نهاد و  یا جریانی که در صدد سلب حقوق و آزادیهای دانشجویی باشد، مقاومت خواهیم نمود.

۵.پاسداشت مولفه های "هویت ملی ایرانیان" را از اهم وظایف خود به شمار آورده و در جهت گسترش و ترویج این مولفه ها خواهیم کوشید.

۶. "میراث فرهنگی و زیست محیطی" از سرمایه های بازگشت ناپذیر یک ملت می باشند. به همین دلیل است که پاسداری از این میراث را در شمار وظایف تعطیل ناپذیر خود می دانیم.

۷. از آنجایی که اکنون شرایط برگذاری پلونوم جهت انتخاب کمیته مرکزی برای "ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" را نداریم، تا اطلاع ثانوی اعضای هیئت موسس ائتلاف، با نام "کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی" در این زمینه انجام فعالیت خواهند کرد. این اعضا به ترتیب حروف الفبا عبارتند از:

۱-. پیمان اسدزاده (دانشگاه تهران)

۲-.تیرداد بنکدار (دانشگاه تهران)

۳-.کورش جنتی (دانشگاه علامه طباطبایی)

۴-.مهرداد رحیمی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز)

۵-.شاهین زینعلی (دانشکده علوم اقتصادی)

 

                                                           تهران ۱۹مهرماه ۱۳۸۷ 

                                  کمیته موقت ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 11:0  توسط آرش رحمانی  | 

 

به دنبال عدم برگزاري کنگره‌ي حزب پان ايرانيست و احضار اعضاي شوراي عالي رهبري اين حزب به وزارت ‏اطلاعات، با خانم زهرا غلامي‌پور (صفارپور)، دبيرکل جديد اين حزب به گفت‌وگو نشسته‌ايم.خانم غلامي پور مي گويد: ‏‏"مسأله‌ي اصلي اين است كه اصل تحزب نهادينه شود والا در حكومتي كه تحزب را برنتابد و دائماً احزاب غيروابسته را ‏تحت فشار قرار دهد شركت در انتخابات چه معني دارد؟"‏

متن اين مصاحبه در پي ‏مي‌آيد.‏

‎‎طي هفته‌هاي اخير خبرهايي منتشر شد مبني بر اينکه حزب پان‌ايرانيست تصميم دارد کنگره‌ي دهم اين حزب ‏را در تاريخ 12 مهرماه برگزار کند اما اين اتفاق نيفتاد. دلايل عدم برگزاري کنگره را شرح مي دهيد‎ ‎

يکي از برنامه‌هاي مدون حزب پان‌ايرانيست اين است که طبق اساسنامه، براي تغيير مديريت داخلي حزب هر سه سال ‏يک بار کنگره‌ي داخلي برگزار کند و اعضاي حزب دور هم جمع شوند و مواردي راکه ضروري مي‌دانند به بحث و ‏گفتگو بگذارند. اما متأسفانه پس از برگزاري کنگره‌ي نهم، در اين چند سال اخير امکان برگزاري کنگره پيش نيامد. از ‏تيرماه سال 1384 چندين بار کنگره‌ي دهم حزب به سوي برگزاري رفت، حتي يک بار هم کار به برگزاري کشيد، اما ‏نيروهاي امنيتي با حضور در محل برگزاري کنگره مزاحمت‌هايي ايجاد کردند و جلوي ورود اندامان حزب و ميهمانان ‏را به محل برگزاري کنگره گرفتند. دبيرکل وقت، آقاي دکتر زنگنه هم بر اساس تصويب شوراي عالي رهبري به دليل ‏اينکه نمي‌خواستند مشکلات و درگيري خاصي پيش آيد از اعضاي حزب تقاضا کردند برگردند تا درگيري ايجاد ‏نشود.اما امسال تصميم گرفتيم اين کنگره را به صورت علني برگزار کنيم، به خبرگزاري‌ها هم اطلاع داديم ولي ‏متأسفانه از چند روز پيش از برگزاري کنگره، تهديدها از سوي دستگاه‌هاي امنيتي آغاز شد. تا آنجا که از سوي نيروي ‏انتظامي اماکن با من تماس گرفتند و آقايي که خودشان را سرهنگ رضايي معرفي کردند مرا مورد اتهام، اهانت و ‏توهين قرار دادند و حتي گفتند که شما اشرار را در خانه‌ات جمع مي‌کني که من اين مطلب را نپذيرفتم و اعتراض كردم. ‏گفتم دفتر حزب پان‌ايرانيست در زيرزمين منزل من جاي دارد، اما ما کار زيرزميني نمي‌کنيم، کار خلاف جهت قانون ‏اساسي نمي‌کنيم؛ خود من و ديگر دوستانمان التزام عملي به قانون اساسي داريم ولي متأسفانه در آن گفتگوي تلفني تهديد ‏شدم که در خانه‌ام را پلمپ مي‌کنند. سپس تعدادي ديگر از دوستانمان و اعضاي شوراي عالي رهبري حزب از جمله ‏سروردکتر زنگنه، سرور جعفري، سرور يزدي و سرور کرماني را حضوراً خواستند. پس از مواجه شدن با تهديدهاي ‏مکرر تصميم گرفتيم در نشستي فوق‌العاده مسائل را بررسي کنيم. از آنجايي که تهديدمان کرده‌بودند که نيروهاي انتظامي ‏را براي برخورد فيزيكي مي‌فرستند، در آن نشست مصلحت حزب را در اين ديديم که کنگره را برگزار نكنيم. اما بايد ‏بگويم اگر کساني فکر مي‌کنند ما عقب‌نشيني کرديم واقعيت اين است که چنين نيست بلکه مصلحت حزب براي ما مهم‌تر ‏از برگزاري کنگره بود که با توجه به فشار موجود نتوانيم با شرايط مطلوب و بصورت اساسنامه‌اي برگزارش کنيم و ‏حتي نتوانيم کارهاي اساسي خود را به انجام برسانيم.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 18:4  توسط آرش رحمانی  | 

 

October 03, 2008

The Swedish Academy

Committee for Nobel Nominations in Literature

Källargränd 4, Gamla Stan

Stockholm, Sweden

Subject: The 2009 Nobel Prize for Literature

Dear Sirs/Madams,

We are hereby honored to nominate Mr. Abdolali Adib Boroumand, Iran’s National Poet, political and human rights activist, for the 2009 Nobel Prize for literature.

Mr. Boroumand, Born 1924, in the city of Isfahan, a lawyer by academics and profession, a linguist and literary icon, has been one of the most renowned poets of Iranian modern history. His seven books of poetry are collection of hundreds of poems he has written all in support of people’s struggle for freedom, democracy and human rights. His latest collection of poems in support of freedom movements around the world named “Message of Freedom” has been translated into 8 other languages such as English, Italian, Spanish, Chinese, Japanese, Korean Tagalog and Esperanto, and is being translated into a dozen more. His fans in Asian and western countries are dubbing him as an “International Poet” and setting up a multi-lingual site in order to make his works accessible internationally.

His other books of collection are called “Moaning of Motherland”, “Familiar Pain”, Song of Liberation”, Secret of Flight” and “Fruits of Being” among others.

What makes Mr. Boroumand a special case in literature, aside from the literary quality of his poems and their delicateness and sensitivity, is the fact that he has been a political activist all his life, opposing tyranny and corruption, and struggling for democracy and human rights. Because of his political opposition activities during the Pahlavi monarchy and the Islamic Republic, he’s been jailed, refused media access or otherwise limited in public activities.

He’s been addresses by colleagues and people who know him as Iran’s undisputed national poet. He has been in serving in the leadership council of Iran National Front, Iran’s oldest and most respected democratic political party and is now the head of INF Central Council as well.

Upon invitation by the esteemed Academy, his full biography, works and support letters and signatures by many Iranian and international professors of literature and linguistics from the universities in Iran and abroad will be provided.

Respectfully submitted,                                                                                               Kourosh Zaim, President                                                                              

ترجمه نامه کورش زعیم به آکادمی سوئد

آکادمی سوئد

کمیته نامزدی برای جایزه نوبل در ادبیات

موضوع: پیشنهاد نامزدی برای جایزه نوبل 2009 در ادبیات

سروران گرامی،

ما افتخار داریم که آقای عبدالعلی ادیب برومند، شاعر ملی ایران و فعال حقوق بشر را برای دریافت جایزه نوبل 2009 در ادبیات نامزد نماییم.

آقای ادیب برومند، زاده 1924، در شهر اسپهان، دارای تحصیلات و حرفه حقوقی، یک نماد شعر و ادبیات در کشور خود به شمار می آید. آقای ادیب برومند یکی از نامدارترین شاعران تاریخ معاصر ایران است که دارای هفت دیوان شعر، شامل صدها سروده، است که همه در پشتیبانی از مبارزه مردم برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر می باشند. واپسین دیوان سروده های او بنام "پیام آزادی" به هشت زبان دیگر مانند انگلیسی، ایتالیایی، اسپانیولی، چینی، ژاپنی، کره ای، تاگالوگ (فیلیپینی) و اسپرانتو ترجمه شده و در حال ترجمه به بیش از ده زبان دیگر می باشد. دوستداران او در آسیا و کشورهای غربی او را "شاعر بین المللی" می خوانند و در حال ایجاد یک سایت چند زبانه اینترنتی برای آسان کردن دسترسی به سروده های او هستند. از جمله کتابهای شعر دیگر او "ناله های وطن"، درد آشنا"، "سرود رهایی"، "راز پرواز" و حاصل هستی" هستند.

آنچه آقای ادیب برومند را در ادبیات برجسته می سازد، افزون بر کیفیت ادبی آثارش و ظرافت و حساسیت آنها، این واقعیت است که وی در سراسر زندگی خود یک فعال سیاسی و در مبارزه علیه خودکامگی و فساد، و در تلاش برای دموکراسی و حقوق بشر بوده است. در نتیجه فعالیت های اجتماعی خود در طی حکومت خاندان پهلوی و جمهوری اسلامی، وی به زندان افتاده و دسترسی او به رسانه ها و امکان فعالیت های اجتماعی محدود شده است.

همکاران و کسانی که ادیب برومند را می شناسند، وی را یک شاعر ملی بی رقیب می دانند. وی در دهه های گذشته عضو شورای رهبری جبهه ملی ایران، کهن ترین و محبوبترین سازمان سیاسی دموکراتیک ایران، بوده و اکنون ریاست شورای مرکزی این سازمان را نیز بر عهده دارد.

در پی دعوت آن فرهنگستان گرامی، زندگینامه کامل وی، آثارش و نامه های پشتیبانی دهها استاد ادبیات و زبانشناسی دانشگاههای ایران و دیگر کشورها تقدیم خواهد شد.

با گرامیداشت،

کورش زعیم، رییس

کانون ایرانی اندیشه و سخن

     ****************************************

 درخو.است از استادان ادبیات و زبانشناسی دانشگاهها و هم میهنان علاقمند:

استاد ادیب برومند براستی شایسته دریافت جایزه نوبل برای ادبیات می باشد و من از همه هم میهنان، بویژه استادان ادبیات و زبانشناسی دانشگاهها، ایرانی یا غیر ایرانی، زبان فارسی یا هر زبان دیگر، در هر کجای جهان، خواهشمندم که با ارسال نامه پشتیبانی، از نامزدی استاد ادیب برومند پشتیبانی کنند. ما از اول اکتبر تا فوریه وقت داریم. نامه ها خود را به نشانی زیر ارسال دارید. توجه فرمایید که نامزد کنندگان یا پشتیبانان بایستی یا استاد زبانشناسییا ادبیات باشند یا رییس مردم نهادهایی که در ترویج و انتشار ادبیات فعالیت می کنند:

The Swedish Academy

P. O. Box 2118

SE-103 13, Stockholm, Sweden

Fax: +46-8-555 125 49

Email: secretariat@svenskaakademien.se

                                        

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 0:51  توسط آرش رحمانی  | 

 

  سه دهه از برقراری حاکمیت جمهوری اسلامی می گذرد و حاکمان برقدرت نشسته که بر الهی بودن و امام زمانی بودن حکومت در تمامی محافل داخلی و بین المللی تاکید می ورزند، هنوز برای تثبیت و ماندگاری، با سیاست ایجاد جو وحشت، در جامعه بر بحرانهای خودساخته که به دلیل بی تدبیری و رفتار غیر مسئولانه نسبت به جامعه و کشور پدید آمده رویارویی می نمایند .

  امروز، تمامی جنبش های مدنی ایران، از جمله جنبش زنان، معلمان، کارگران، دانشجویان و فعالان حقوق بشری، که تنها پیگیر مطالبات بر حق خود هستند با شدیدترین شکل ممکن سرکوب گشته و به اتهام های بی پایه و غیر واقعی بازداشت می شوند. این در حالیست که زنان مبارز ایران، در پی برابری حقوق انسانها، معلمان و کارگران در پی تشکیل سندیکاهای مستقل و حتا برای دریافت حقوق معوقه خود، و دانشجویان در پی استقلال دانشگاه و پویایی و افزایش کیفیت آموزش همتراز با دانشگاه های دیگر کشورهای جهان می باشند. اگر حاکمان جمهوری اسلامی اندکی تامل نمایند، تک تک خواسته های جنبش های مدنی نه تنها از حقوق بنیادین آنان می باشد، بلکه پیش نیاز برقراری عدالت، توسعه و دمکراسی نیز هست.

  بی تدبیری حکومت های ایران، بویژه جمهوری اسلامی، در ایجاد تعادل و یکپارچگی و توزیع سرمایه و قدرت در سطح کشور، و همچنین تبعیض مذهبی بر پایه تعصب کور، سبب اعتراض هموطنان عزیزمان در برخی استانهای مرزی، از جمله سیستان و بلوچستان و کردستان، گردیده است . این هموطنان که از اصیل ترین ایرانیان می باشند، در حالیکه سی سال است فقط به علت تفاوت مذهبی با حاکمان بر قدرت نشسته بعنوان شهروند درجه دو با آنها برخورد و به شدت سرکوب می شوند، در نهایت بزرگواری همچنان پیگیر مسالمت آمیز مطالبات برحق خود در چارچوب یکپارچگی ملی ایران هستند.

  امروز دشمنان ایران با روشهای آسیب زای خود نسبت به یکپارچگی ملی، دست از آستین دوست بیرون آورده اند و با سیاست های فریبکارانه خود، باعث امنیتی شدن این مناطق و بهانه دادن برای سرکوب شدن فعالان سیاسی و مدنی بدست جمهوری اسلامی شده اند .

 جبهه ملی ایران ضمن پشتیبانی از همه فعالیتهای مدنی در چارچوب تمامیت ارضی ایران و یکپارچگی ملی، حمایت قاطع خود را از همه زندانیان عقیده، بویژه زندانیان کرد که در اعتصاب خوراک بسر می برند اعلام میدارد و به حاکمان جمهوری اسلامی هشدار میدهد که اگر دست از این گونه برخورد ها و سیاستهای سرکوبگرانه و خشن بر ندارند، با توجه به پویایی و شتاب گرفتن جنبش های مدنی و مردمی ایران، روزهای دشواری را در پیش رو خواهند داشت.

 ما همچنین به ملت بزرگوار ایران و هم میهنان تحت ستم، اعم از صنفی و مذهبی یا سیاسی، اعلام میداریم که یگانه راه رسیدن به برابری تمام ایرانیان، دست یافتن به دموکراسی است و جبهه ملی ایران با تمام توان برای دستیابی به این هدف مقدس مبارزه خواهد نمود و در کنار شما خواهد ایستاد .

  جبهه ملی ایران

تهران - 7 مهر 1387

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:42  توسط آرش رحمانی  | 

 

برنامه زن روز مدتی است از برنامه تلویزیونی صدای آمریکا پخش میشود.

در ابتدا به نظر میرسید این یرنامه میتواند نقش مهمی در بیان مشکلات بسیار زن ایرانی این نماد

مقاومت در مقابل تحجر در سی سال اخیر را دارا باشد.

اما روز به روز که میگذرد بیشتر به بی محتوا بودن این برنامه توسط مجریان کم دانش آن میتوان پی برد.

یکی از آخرین شاهکار های این در واشنگتن نشسته های نگران زنان زیر تهاجم تحجر در ایران!!!!!!

اظهار نظر آنان در مورد وطن دوستی آنهم پس از جنجال بر سر مصاحبه دو خواننده (با کیفیت و اشعار زیر

حد افتضاح) بایکی از شبکه های انگلیسی میباشد.که در آن این دو نفر خود را کانادایی خواندند.

خارج از بحث در رابطه با جنجال پیش آمده اظهار نظرهای مجریان این برنامه بسیار جالب بود

یکی از آنها به مسخره وطن دوستی پرداخت و دیگری با ارائه فرضیه ای جدید در رابطه با وطن آن را

به معنی محل اقامت انسانها دانست.تا این اندازه گستاخی را باید به حساب چه گذاشت؟ هر چند از آنانی که در این سازمان کار میکنند تا با پول آمریکاییها مشکلات ایران را حل کنند!!!!(البته بیشتر در حال حل مشکلات مالی خود هستند تا ایران)انتظاری نیست چون اگر اینگونه فکر نمیکردند در این سازمان مشغول به کار نمیشدند.بهر حال به کوری چشم دشمنان ایران حس ایران پرستی هنوز در این خاک اهورایی بسیار بیش از گذشته زنده است تا به آنان که در روز حمله صدام به ایران شامپاین شادی باز میکردند بفهماند با تمام جنگی که بین آزادیخواهان و حکومت دیکتاتور ایران برقرار است ایرانیان یک موی گندیده دشمن هموطن را با تمام به اصطلاح دوستان آمریکایی!!!!!!! عوض نمیکنند.

 

پاینده ایران پاینده آزادی

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 15:48  توسط آرش رحمانی  | 

 

  

در مورد وظایف و برنامه‌های پان‌تركیست‌ها در دوران جدید پس از جنگ سرد و استقلال كشورهای آسیای میانه و قفقاز، بحث‌های زیادی در محافل پان‌تركیستی در داخل تركیه، در جمهوری آذربایجان و خارج از این مناطق صورت گرفته است. اما هیچ‌كدام از این بحث‌ها به اندازه پیشنهادات صبری بدرالدین برای پان‌تركیست‌ها جذابیت نداشته است. می‌توان پس از ضیاءگوك آلپ، بدرالدین را مهم‌ترین ایدئولوگ جریان پان‌تركیستی دانست. او در یكی از مقالات بسیار مهم خود كه در برگیرنده استراتژی پان‌تركیست‌ها برای دستیابی به وحدت تركیه، قفقاز، مناطقی از ایران، افغانستان و كلیه جمهوری‌های آسیای میانه و بخش‌های شرقی چین است، ضمن نگاهی به گذشته پان‌تركیسم، می‌گوید كه تا سال 1991 (فروپاشی شوروی)، پان‌تركیسم تنها به عنوان یك ایدئولوژی وجود داشت اما پس از آن، اقدام‌های عملی برای آغاز مرحله نهادی جنبش پان‌تركیسم آغاز شد.

تشكیل «مجمع خلق‌های ترك» (TPA) با شركت‌كشورهای ترك زبان تركیه، قفقاز، كشورهای آسیای میانه و گروه‌های ترك‌زبان سایر كشورها، نخستین گام در این جهت بود. این مجمع جلساتی را هر سال در پایتخت‌های كشورهای مذكور تشكیل داد، در آن مسایل جهان ترك به بحث گذاشته می‌شود. خلاصه استراتژی آینده‌ی پان‌تركیسم، آن‌گونه كه توسط بدرالدین مطرح شده است، به شرح زیر است:
از آن‌ جا كه كشورهای دارای اقلیت‌های عمده ترك زبان در روسیه، چین، ایران، بلغارستان، یونان و افغانستان، نسبت به هر گونه حركت در رابطه با وحدت ترك‌های جهان حساس هستند و آن را در مورد تمامیت ارضی خود نوعی اقدام دشمنانه تلقی می‌كنند، پان‌تركیست‌ها باید بسیار محتاط عمل كنند، تا دشمنی این كشورها و نیز جهان عرب را برنیانگیزند. بدرالدین یك شیوه تدریجی را براساس آن‌چه كه او «اصل ختنه» (Prinaple of circmcision) می‌خواند توصیه كرده و كاربرد آن را مدنظر قرار می‌دهد. به نظر او در دوران قبل از ختنه، كودك را با اسباب‌بازی و شكلات و شیرینی سرگرم می‌كنند تا موعد مقرر فرا رسد و ضربه ناگهانی در اوج بی‌خبری كودك وارد شود. در این لحظه اجتناب‌ناپذیر، گریه كردن و مقاومت بیهوده است چون در واقع كار از كار گذشته است.1 وی یك استراتژی سه مرحله‌ای را برای رسیدن به آن‌چه كه ایجاد « فدراسیون ترك‌ها» می‌‌خواند پیشنهاد می‌كنند:
1ـ در مرحله نخست پان‌تركیست‌ها بر ایجاد روابط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی میان ترك‌ها تاكید می‌كنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 21:7  توسط آرش رحمانی  | 

 متهورانه ترین عملیات هوایی تاریخ جهان

عملیات اچ 3 یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی دنیاست که به نام فانتومها ثبت شده است.

 فانتومهای ایرانی طی یک عملیات پیچیده و تحسین برانگیز در 4 آوریل 1981 (فروردین 1360) پایگاه هوایی الولید در مجموعه اچ 3 واقع در غرب عراق، در نزدیکی مرز این کشور با اردن را بکلی نابود کردند.

در مجموع بیش از 48 هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ 23، سوخو 20، توپولف 16، توپولف 22) بودند در این عملیات از بین رفتند. حمله به اچ 3 از لحاظ فنی یکی از پیچیده ترین عملیاتهای هوایی جهان بشمار می رود و از نظر دستاوردهای نظامی نیز با توجه به نابودی کامل 48 هواپیمای دشمن در رده بزرگترین و موفقترین عملیاتهای نظامی جهان قرار می گیرد. این عملیات در 1981 یعنی زمانی که نیروی هوایی ایران از برتری بی چون و چرایی بر نیروی هوایی عراق برخوردار بود به انجام رسید.

می دانیم که در اول مهرماه 1359، یکروز پس از آغاز جنگ و حمله هواپیماهای عراقی به فرودگاه مهرآباد نیز یکی از بزرگترین عملیاتهای هوایی جهان با شرکت بیش از یکصد و چهل هواپیمای جنگی بر فراز عراق انجام شد. این عملیات از نظر تعداد هواپیماهای شرکت کننده در آن یکی از منحصر بفرد ترین نبردهای هوایی جهان پس از جنگ جهانی دوم بشمار می رود.

 در این حمله بسیاری از تاسیسات زیربنایی عراق، پایگاهها و دپوهای ارتش عراق در مرز این کشور با ایران نابود شد. در سال 1981 منابع اطلاعاتی ایران دریافتند که نیروی هوایی عراق تعدادی از بمب افکنهای خود را برای دور ماندن از حملات هواپیماهای ایرانی و جلوگیری از نابودی آنها بر روی باند فرودگاه به پایگاهی در دورترین نقطهی غرب این کشور منتقل ساخته است؛ به یکی از پایگاههای سه گانهی اچ 3 با نام الولید.

 هیچ کارشناس نظامی تا آنوقت تصور نمی کرد که این پایگاهها که در غربی ترین نقطه خاک عراق و در نزدیکی مرز این کشور با اردن واقع شده است روزی هدف حمله جنگنده های ایرانی قرار گیرد.

هواپیماهای ایرانی برای بمباران این پایگاه میبایست از مرزهای شرقی عراق وارد شده و پس از گذشتن از آسمان بغداد و بسیاری از شهرهای دیگر که تاسیسات پدافندی موثری داشتند به اچ 3 می رسیدند و پس از انجام عملیات دوباره از همین مسیر باز می گشتند. در تمام طول مسیر جدای از موشکهای زمین به هوا و توپهای ضد هوایی، هواپیماهای رهگیر عراقی نیز وجود داشتند که در صورت حمله، با توجه به برتری تعداد آنها نسبت به هواپیماهای مهاجم ایرانی بدون شک ادامه عملیات را برای هواپیماهای ایرانی غیرممکن میساختند. عبور جنگنده های ایرانی از عرض کشور عراق و رسیدن به دورترین نقطهی خاک این کشور مسئلهای نبود که از چشم رادارهای عراقی پنهان بماند. با توجه به این مسائل احتمال یک حمله غافلگیرانه از طرف ایران منتفی و غیرممکن انگاشته میشد. اما در آنسوی جریان، افسران نیروی هوایی ایران باور دیگری داشتند. خلبانان ایرانی مصمم بودند تا این عملیات را به هر طریق ممکن به انجام رسانند. بدین ترتیب پایگاه هوایی نوژه همدان آبستن یکی از رویدادهای بزرگ جنگ شد.

در این پایگاه افسران نیروی هوایی به طراحی یکی از شگفت انگیزترین و جسورانه ترین حملات هوایی تاریخ پرداختند. تنها نمونه های دیگر برای عملیات اچ 3 ، عملیاتهایی بود که نیروی هوایی اسرائیل در جنگهای 1967 و 1973 موفق به انجام آن شده بود.  در ژوئن 1967 طی جنگهای شش روزه، اسرائیلیها بخش اعظم نیروی هوایی مصر را روی زمین از میان برداشتند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 8:5  توسط آرش رحمانی  |