تبليغاتX
Liberal-National - شریعتی و طرفدارانش

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

حداقل انتظار داشتم در اين مدت نيروهاي ملي مذهبي جواب مقالات انتقاد آميز نسبت به مرحوم دكتر شريعتي را با جوابيه علمي و مبتني بر بيانات ايشان جواب دهند . مقالات اكبر گنجي و بسياري ديگر را نمي توان به سبك آقاي دكتر زيد آبادي پاسخ داد . با مقالاتي در حد يك صفحه A4نمي توان جواب اين همه انتقادات را داد . من به هيچ وجه در اين جا سعي ندارم به نقد نيروهاي ملي مذهبي بپردازم با وجود اعتقاد به اين نكته كه اين نيروي فكري را نه در راستاي تحكيم دموكراسي و علي الخصوص سكولاريسم مي دانم و نه در راستاي ايجاد ليبرال دموكراسي در ايران حتي مواضع ساده انگارانه اين گروه را نسبت به جنبشهاي خطرناك قومي مي پسندم و نه مقاله عجيب و غريب دكتر زيدآبادي در مورد شادروان دكتر ورجاوند را كه لطف كردند جهت اطمينان خاطر پان تركيستها راي دادند كه ايشان شوونيست نبودند . نه مي خواهم ضعف شديد اين عزيزان را در مطالعه دقيق تاريخ سرزمين ايران مورد نقد قرار دهم و نه مي خواهم حركت اين آقايان را در فضاي سياسي ايران كه با گذاشتن پاي خود در لاي در ورود به قدرت التماس جمهوري اسلامي مي كنند كه  آنها را هم به اين اتاق راه دهد نقد كنم . نه اعلاميه هاي آن چناني در خواهش از مردم جهت راي دادن به هاشمي رفسنجاني !!

زيرا به اعتقاد بنده تمامي اين رفتارهاي متضاد و فاقد تحليل صحيح ناشي از   ايدئولوژي اين آقايان كه آن هم وام گرفته از تفكرات دكتر علي شريعتي و در جاهايي كه خيلي مدرن تر حركت مي كنند البته جلال آل احمد .

جناب آقاي دكتر زيد آبادي با  مغالتاتي  كه درابتداي مقاله شروع مي كنند مي خواهند خود را چون استاد پاريزي متعهد نشان دهند ولي اين كجا و آن كجا ، عشق استاد پاريزي به كرمان نه از سر تعلق به سرزمين خاصي كه از آنجا مي آيد كه اين شهر يكي از پايه هاي فرهنگي و هويتي ايران زمين است .

تعهد استاد پاريزي درست نقطه مقابل فكر امثال علي شريعتي است .

و به همين دليل اين مشكل آقاي زيدآبادي بوده است كه در حالي كه   كتابهاي  بزرگان چون دكتر آدميت درباب جنبش مشروطيت بوده است نوشته هاي شادروان احمد كسروي بوده است شاهكارهاي ادبي صادق هدايت بوده است دل به جملات احساساتي و بدون  پشتوانه  فلسفي و علمي امثال شريعتي داده اند . دگماتيسم  مذهبي كه جلوي انتشار نوشته هاي دكتر آدميت   را در باب مشروطيت و متفكران آن گرفت  يك پا در دربار داشت  و پايي ديگر در حسينيه ارشاد .تفكري كه اين سينا را زن باره در خدمت قدرت و حلاج را ديوانه مي دانست و ابوذر غفاري را تنها منجي شريعت مي داند مبارزات بابك خرمدين درجهت حفظ سرزمين جاويد ايران را به جنگ طبقات فئودالهاي ايران و عرب تنزل ميدهد .

متاسفانه دكتر شريعتي با وجود تحصيل در رشته جامعه شناسي هيچ گونه اطلاعي از جنبش هاي اجتماعي ايران پس از اسلام نداشتند .

اين صحبتها را مي توان نديده گرفت ولي حملات آنچناني ايشان به دموكراسي و علي الخصوص ليبرال دموكراسي بر پايه ي چه تحليل صحيح و علمي بنا شده است ؟ شاهكار ايشان تحت عنوان امت و امامت را چگونه مي توان مسكوت گذاشت . اين چند سطر را نوشتم تا نشان دهم اگر بنا به نقد علمي دكتر علي شريعتي باشد به اندازه كافي از نوشته ها و گفته هاي ايشان مي توان نمونه آورد و نشان داد ايشان پيرو احساسات بودند و نه تحليل علمي و فلسفي صحيح  .

در نهايت محصول تفكرات ايشان چه بود جناح چپ   آن همان مجاهدين خلق هستند كه مرا ياد جهنم مي اندازند كه مارهايي در آن هست كه انسان از ترس آن به اژدها پناه مي برند و تركيبي هستند از بي اخلاقي و بي هويتي و خيانت به آب و خاك. راست افراطي آن در حال حاضر قدرت در دست دارد دولت فعلي تجلي راست گرايانه باز خواني آرا و افكار شريعتي است . فراموش نكنيم كه پوستر بزرگ ايشان در ميدان هفت تير نصب مي گردد و يكي از بلند ترين خيابانهاي تهران در شرايطي به نام اوست كه كوچه بن بستي هم به نام مصدق و قوام السلطنه و فروغي و احمد كسروي و هدايت و آخوندزاده و طالبو ف تبريزي و ميرزا رضا كرماني و خياباني و.......     نيست .

بدون شك جمهوري اسلامي بيشترين دين را در پي ريزي پايه هاي فكري خود به شريعتي مديون است .

هر چند اين نسل روشنفكري كه بعد از كودتاي 28 مرداد تا سال 57 به وجود آمد ناشي از بسته  بودن فضاي سياسي ايران به دست ساواك بود ولي كم كاري بسياري را نبايد ناديده گرفت . به هر حال شريعتي و تفكر او ديگر امروز كمتر از آن پيرو دارد كه ارزش اشغال فضاي فكري ايران را داشته باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 22:35  توسط آرش رحمانی  |