مدتی است با وجود حملات گسترده نهادهای امنیتی داخل دانشگاه و یا بیرون دانشگاه به دانشجویان از طیف های گسترده متاسفانه دفتر تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه به جای پیگیری وضعیت دانشجویان و پیشبرد پروسه دموکراسی خواهی کاسه داغتر از آش شده و با همصدایی با گروههای به اصطلاح هویت طلب به یاد مطالبات سالها عقب افتاده این نیروهای افتاده است.
شورای مرکزی اعلامیه میدهد و یا اعضای شورای مرکزی در مقالات مختلف به ناسیونالیستهای افراطی !!!!!! نصیحت میکنند به قبول خواستهای این گروههای هویت طلب (بخوانید تجزیه طلب) تن در دهند.فعالیت شدید یکی از اعضای خانم شورا ی مرکزی جهت جمع آوری اعلامیه 950 امضایی که در آن از ملیتهای ایران!!!!!!!! به جای ملت ایران نام برده میشود هم جالب توجه است(البته جعل امضای چند نفری هم چون مهندس امیر انتظام در این بین جالب است)
این دلسوزی عجیب از چند نظر قابل بررسی است.
1- متاسفانه بعد از خواندن اعلامیه های دفتر تحکیم وحدت متوجه فقر شدید اطلاعات و دانش درباره تاریخ گذشته و معاصر ایران میشویم.در تمامی جملات به کاربرده با بی دقتی تمام به نکاتی اشاره شده که نشان از کج فهمی و نداشتن اشراف به این موضوع مهم و اساسی در ایران دارد.
چه خوب بود اعضای شورای مرکزی از اساتید درجه یک دانشگاه میخواستند نظری به اعلامیه آنها بیندازند و به آنها اشتباهات مکرر را تذکر دهند.به عنوان نمونه چرا در ایران قوم ترک نداریم.چرا آذربایجانیان ایران قوم نیستند.تفاوت آنها با اقوام کرد و لر و بلوچ در کجاست .جالب تر از همه استفاده از کلمه ترک به جای آذربایجانی در بیانیه دفتر تحکیم حوزه و دانشگاه است.
2-این فعالان هویت طلب (البته به گفته دفتر تحکیم وحدت) در کدام انتخابات در آذربایجان و یا کردستان با اکثریت آراء انتخاب شده اند که دفتر تحکیم وحدت به خود حق میدهد خواسته ها و گفته های آنان را به کل مردم این استانها تعمیم دهید.
آیا مردم با تمام قوا از این فعالین حمایت کردند؟
متاسفانه دفتر تحکیم وحدت در تهران هستند و هیچگونه ارتباطی با مردم مناطق دیگر ندارند تنها کانال ارتباطی همان تجزیه طلبان دوست دفتر تحکیم وحدت هستند.
3- چگونه است فعالان هویت طلب اکثرا دارای سوابق روابط با سازمانهای امنیتی کشور تقلبی آذربایجان و یا ترکیه هستند؟ چه خوب است بررسی شود تا به خوبی مشخص گردد حکومتهای دموکرات هند و اسپانیا و انگلیس و آمریکا با تجزیه طلبان چگونه رفتار میکنند.
4- جالب آنکه از نظر آقای محمد هاشمی دموکراسی قابلیت حل مشکل اقوام ایرانی را ندارد.لابد طبق حق تعیین سرنوشت به گفته ایشان اول ایران تجزیه شود و بعد دموکراسی هم چیز خوبی است!تا این اندازه فقر علمی مایه تاسف است بهتر است ایشان بیشتر درس بخوانند تا فعالیت سیاسی.
5- به نظر نویسنده اگر صدها دلیل دیگر هم آورده شود فایده ندارد چون انگیزه این حمایت به دلایل تئوریک نیست که با دلیل بتوان جوابی به این آقایان و خانمها داد.این حمایت و حتی القای مصنوعی بحران هویت توسط اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم حوزه و دانشگاه به علت پوشش ضعف عدم حمایت بدنه دانشجویی از این شورا و استفاده ابزاری از فعالین قومی در حرکات دانشجویی است.واقعیت این است بدنه دانشجویی دیگر از این شورا با تفکرات روستایی قومی قبیله ای و فاقد ارزش علمی و هر روز در کنار یک جریان سیاسی و بدون ثبات سیاسی حمایت نمیکند.
بهتر است این افراد به جای القای این دروغهای شاخدار از بعضی از بزرگان گذشته خود چون سعید حبیبی درس شرف و مقاومت بیاموزند.بنده با وجود اختلاف عمیق فکری خود با سعید حبیبی همیشه به شخصیت این انسان با شرف احترام میگزارم.