تبليغاتX
Liberal-National - اهميت فريدون آدميت در حوزه تاريخ و فلسفه سياسي (آرش رحمانی)

Liberal-National

آزادی : رفاه : ایرانیت

فريدون آدميت از معدود شخصيت هاي تاريخ نگار صد سال اخير مي باشد كه با درك درست اصول تاريخ نويسي و با آشنايي كامل با فلسفه تاريخ به روشن شدن نكات مبهم ولي بسيار موثر در تاريخ معاصر ايران كمك شاياني نموده است .

بعد از مرحوم شادروان احمدكسروي او بدون شك بهترين آثار را در مورد تاريخ مشروطه ايران و از آن مهمتر دلايل شكل گيري آن و مباني فكري كه با تاثير گذاري خود منجر به اين اتفاق بسيار مهم تاريخ معاصر ايران شدند پرداخته است. كتابهاي او هر كدام از نظر هاي متفاوتي بسيار ارزشمند هستند..

در كتاب امير كبير و ايران و خود با بررسي زواياي مهمي از زندگي اميركبير او را با تمام نقاط قوت و ضعف به تصوير كشيده است . اشتباهات او را به خوبي براي خواننده بازگو مي كند و البته خدمات بسيار زياد و ارزنده او را به ايران بازگو مي كند و اين همان نقطه قوت اوست كه دركمال دقت به صورت علمي تمام نكات را براي خواننده خود بازگو مي نمايد.

او بدون پيش ذهن هاي عجيب و غريب برخي از روشنفكران كه  مغرضانه  تاريخ را به تصوير مي كشيدند با مسائل بر خورد مي نمود.

هيچگاه چون علي شريعتي با تاريخ ايران برخورد ننمود، كشفيات ذهني خود را كه بر واقعيت تحمیل ننمود . كافي است ايدئولوژي مشروطيت او را با اشتباهات مكرر آل احمد در غربزدگي مقايسه نماييد.

اما همه اين موارد بدون شجاعت امكان پذير نبوده است . بررسي انديشه هاي فتحعلي آخوند زاده هر چند به صورت نقد انديشه هاي  آخوند زاده نوشته و چاپ شد اما  عمق اندیشه نسل اول روشنفكران تاريخ معاصر ايران را جامعه نشان داد .نوشته های آخوند زاده كه پس از گذشت نزديك به 120 سال هنوز كتابهايش مجوز چاپ نيافته مهمترين انديشمند حوزه فلسفه سياسي زمان مشروطيت است . بسياري از روشنفكران سکولار ولائيك از نوشته هاي او مدد جستند تا بتوانند با استدلال هاي محكمي در مقابل مذهبيون و روشنفكران مذهبي بايستند . او بود كه بار ديگر آخوندزاده و طالبوف تبريزي و كرماني را براي ايرانيان زنده كرد. و آنهم در زماني كه متحجرانه ترين  خوانش تاريخ از طرف روشنفكران ديني چون علي شريعتي و جلال آل احمد بيان مي گرديد و همان شد كه به دستور دربار و فشار البته  روشنفكران مذهبي درباري جلوي چاپ مجدد آثار به راستي درخشان اين بزرگمرد گرفته شد . و البته براي نويسنده و محقق اجازه چاپ ندادن چون انداختن ماهي در خشكي است چگونه بود كه  بيان  و حتي نقد انديشه هاي آخوندزاده براي بسياري از به اصطلاح روشنفكران مذهبي قابل تحمل نبود .

او به مانند شادروان احمد كسروي آن گاه كه قلم در دست مي گرفت تمام علايق و دلبستگي هاي خود را به افراد به كناري مي نهاد و با ديد نقد گونه خود چيزي جزء آنچه مي پنداشت كه حقيقت بوده است ننوشت .

آن گاه كه در وزارت امور خارجه بود چون هر سرباز دلير ايران زمين به دفاع از حقوق ايرانيان بر خواست و هزينه آن را در جريان جدايي بحرين از ايران پرداخت .پس از انقلاب در حق او بدترين كار ممكن را نمودند حقوق بازنشستگي كه حق مسلم هر بازنشسته است كه در زمان كار از او كم گرديده تا در زمان بعد از كار به او پرداخت گردد را قطع كردند تا شايد او را از تلاش و تحقيق منصرف كنند و البته و صد البته كه نمي دانستند او با اين تهديد ها و فشار ها هيچگاه از اين كار ارزشمند جاودانه دست بر نمي دارد او نمونه كامل روشنفكر ملي سكولار بود.

از نوشته هايش بر مي آيد كه بدون شك با فلسفه و همچنين فلسفه تاريخ آشنايي كامل داشته است . نه به دنبال پيشگويي هاي آنچناني چون ماركسيتها بود و نه چون هگل هر چه مي خواست از تاريخ و  ديالکتيك  بيرون مي كشيد فقط چونان ناظر بي طرفي  سعي در بيان حقيقت و بازشناسي گذشته افتخار آفرين روشنفكران نسل اول و دوم ايران داشت . شديد او خطر و آفت روشنفكري نسل سوم را كه شريعتي و آل احمد به بيش مي بردند مي ديد . سالها جلوتر از ديگران و به همين دليل در پي بازگرداندن و شناساندن بزرگان روشنفكري اصيل ايران به ايرانيان بود.

او چه غريبانه زيست و مرد . و البته چون بسياري ديگر كه عشق به ايران آنها را از لحظه اي كوشش در راه اعتلاي اين آب و خاك غافل ننمود در تنهايي حقيقت زيست و جان داد .  يادش گرامي باد هر چند كه آثارش او را جاودانه نگاه خواهد داشت .

 (آرش رحمانی) ۱۸/۱/۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:30  توسط آرش رحمانی  |